اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٧ - تنبيه و تذكر
٣-و مانند كسانى كه به نظريه حركت عمومى- عرضى يا جوهرى پى نبردهاند- و نظريه فلسفى لزوم مرجح را- ممكن در وجود خود مرجح مىخواهد- نيز درست تعقل نكرده گفتهاند ماده جهان قديم است- و در وجود خود نيازمند بعلت نمىباشد- و صور و تركيبات ماده و خواص آنها نيز- مستند به ماده مىباشد بعلت ديگرى- .
اينان از نتائج نظريه حركت عمومى بى خبرند- هر مادهاى كه زائيده تراكم- شماره زيادى انرژى مىباشد بنا بحركت عمومى فيزيكى- هرگز نمىتواند قديم بوده باشد- و همچنين اگر ماده مساوى حركت بوده باشد- هرگز نام ثبات و دوام را نمىتواند بخود گيرد- .
و گذشته از اين مادهاى كه تنها- امكان تركيبات و صور و خواص را دارد و بس- با مجرد جواز و امكان فعليت آنها را نمىتواند واجد شود- مانند پنبهاى كه قابليت رخت شدن را دارد- به مجرد اين قابليت رخت نمىشود- و نمىشود پنبه را پوشيد- بلكه دستهاى ديگرى نيز مانند كارخانه- ريسندگى و بافندگى و خياطى بايد به ميان بيايد- .
٤-و مانند كسانى كه بواسطه تميز ندادن ميان فعل- و قبول كنش و پذيرش به انكار علت فاعلى- و قناعت بعلت مادى گرفتار شده و در اينجا گفتهاند- درست است جهان علت مىخواهد- ولى علت وى همان مادهاى مىباشد كه- با تجزيه و تركيب خود با شرائط گوناگون- پديدههاى رنگارنگ مىآفريند- .
اينان چنانكه در مقاله ٩ بيان شد- ميان تاثير و تاثر فرق نگذاشتهاند- در حالى كه تاثير معنى از موجودى خود دادن- و تاثر معنى از موجودى ديگران گرفتن دارد- و بعبارت ديگر در مورد تاثير لازم است- مؤثر اثر را واجد باشد- و در مورد تاثر متاثر بايد فاقد اثر باشد- و البته فقدان نمىتواند