اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٦ - تنبيه و تذكر
بود از دست نمىداد- هر چه در اين جهان بيابيم همين حال را دارد- هستيش در دست خودش نيست- و بديهى است هستى ديگران نيز در دست او نيست- پس ناچار دستى هست كه هستى خودش از خودش بوده- و هستى ديگران در وى و از وى مىباشد
تنبيه و تذكر-
ماديين در زمينه بحث گذشته- سخنان بى پايه بسيارى گفتهاند- و ما در مقالههاى گذشته به همه آنها پاسخ دادهايم- .
و اگر سخنان ايشان تحليل شود روشن خواهد شد كه- همه اشكالات آنها ناشى از سوء فهم است- اشكال كنندگان بالاخره در فهم- يكى از مقدمات برهان لنگ مىباشند- ١-مانند كسانى كه ارتباط اجزاء جهان را- فراموش نموده گفتهاند- جهان در حقيقت مجموعهاى است از متفرقات كه- هر يك از آنها علتى مادى داشته و دارد- و اين سلسلههاى متفرقه پهلوى هم قرار گرفته- و تا لا نهايت پيش مىروند- .
اشكال كننده فراموش كرده كه جهان يك واحد است- و چنانكه گذشت حادث و نيازمند بعلت مىباشد- .
٢-و مانند كسانى كه ارتباط اجزاء جهان را حفظ كردهاند- ولى از اينكه اين ارتباط سرانجام- مستلزم بوجود آمدن يك واحد واقعى خواهد بود- غفلت ورزيده گفتهاند- نيازى كه هر پديدهاى بعلت پيدا مىكند- با پديده ديگر تامين مىشود- نياز تخم مرغ با مرغ رفع مىشود- و نياز مرغ با تخم مرغ و همچنين- ديگر نيازى بعلتى بيرون از جهان نيست- .
اينان اين نكته را نرسيدهاند و يا نخواستهاند برسند- كه جهان با رابطه وجودى خود- يك واحد نيازمندى را تشكيل مىدهد- و اين نياز با چيزى بيرون از جهان بايد رفع شود- .