اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٩ - براهين فلسفى در شكلها مختلف
بپذيريم- و فرض كنيم قرآن هم كه اينها را ذكر كرده- هدفى نداشته و فقط خواسته يك سلسله مطالب قلمبه- و نفهميدنى براى گيج كردن بشر بگويد- و مردم هم موظفاند- كوركورانه تعبدا و تقليدا بپذيرند- آنچنانكه مسيحيان تثليث را پذيرفتهاند- و يا بايد بپذيريم كه علم و فنى هست كه- كارش رسيدگى و درك و حل اين مسائل است- .
قرآن بطور قطع اينها را- بعنوان يك سلسله درسها القاء كرده است- و هدف قرآن پى بردن به عمق اين درسها است- لهذا از يك طرف اين گونه مطالب را ذكر كرده- و از طرف ديگر امر به تدبر- در آيات قرآنى فرموده است- أَ فَلاٰ يَتَدَبَّرُونَ اَلْقُرْآنَ أَمْ عَلىٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا محمد ٢٤- كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَيْكَ مُبٰارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيٰاتِهِ- وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ ص ٢٩- براى بعضى از مسائل در خود قرآن رسما- دست به استدلال تعقلى محض زده شده است- از قبيل لَوْ كٰانَ فِيهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اللّٰهُ لَفَسَدَتٰا انبياء ٢٢- كلمات ائمه دين و پيشوايان اسلام- پر است از اين نوع استدلالها- در جهان اسلام و مخصوصا در شيعه- يك الهيات بسيار غنى و پر مغز بوجود آمد- علت اصلى آن درسهائى است كه قرآن القا كرد- و امر بتدبر در آنها نمود- اين درسها به وسيله ائمه اطهار- مخصوصا شخص امير المؤمنين على ع - در خطابهها مجالس درس دعاها- احتجاجها توضيح داده شده است- و اكنون گنجينهاى بى نظير- و بسيار گرانبها در اختيار ما است- هر چند خودمان قدر آنها را نمىدانيم
براهين فلسفى در شكلها مختلف
از نظر فلسفه اول بايد اثبات واجب الوجود بشود- سپس وحدت و بساطت و علم و قدرت- و ساير صفاتش اثبات گردد- ما فعلا در مقام اشاره به- براهين اثبات ذات واجب هستيم- مسئله صفات در ضمن خود مقاله خواهد آمد- .
فلاسفه براهين زيادى- براى اثبات واجب اقامه كردهاند- بعضى از آن براهين بر بطلان- دور و تسلسل مبتنى است و بعضى مبتنى نيست- اگر بخواهيم براهين فلاسفه را- در اين موضوع تقسيمبندى كنيم- از نظر كلى داراى سه شكل و سه فورم مىباشند كه- ما آنها را با نامهاى ارسطى- سينوى صدرائى مشخص مىكنيم- .