اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٣ - ٢-هدايت و راهيابى
بسيارى از حيوانات مثل خرچنگند كه- هر وقت پنجه يا عضوى از آنها بريده شود- سلولهاى مربوطه فورا- فقدان آن عضو را خبر مىدهند- و در صدد جبران آن بر مىآيند- ضمنا به مجرد اينكه عمل تجديد عضو مفقود خاتمه يافت- سلولهاى مولد از كار مىافتند- و مثل آن است كه خود بخود مىفهمند كه- چه وقت موقع خاتمه كار آنها رسيده است- اگر يكى از حيوانات اسفنجى را كه- در آب شيرين زيست مىكند از ميان دو نيم كنيد- هر نيمه آن به تنهائى خود را تكميل مىكند- و بصورت فرد كامل در مىآيد- سر يك كرم قرمز خاكى را ببريد- سر ديگرى را براى خود درست مىكند- ما وسائلى در دست داريم كه سلولها را- براى معالجه بدن بكار بيندازيم- اما آيا هرگز اين آرزو تحقق خواهد يافت كه- جراحان سلولها را وادارند- دستى تازه يا گوشت و استخوان- و ناخن و سلسله اعصابى در بدن بوجود آورند - .
اما قسمت چهارم در اينجا لازم است- باصطلاح الهامات فطرى حيوانات را مطرح كنيم- جانوران معمولا يك سلسله كارها را انجام مىدهند- كه به هيچ وجه با آنها سابقه نداشته- و آنها را نياموخته بودند- با توجه به اينكه امور آموزشى چه در انسان- و چه در حيوان بوراثت منتقل نمىشود- اهميت مطلب بيشتر روشن مىشود- يكى از آنها غريزه لانه و آشيانه است- راز آفرينش انسان صفحه ٤٨ مىنويسد- اگر جوجه زندهاى را از آشيانه خارج كنيد- و در محيطى ديگر آنرا به پرورانيد- همينكه به مرحله رشد و تكامل رسيد- خود شروع به ساختن لانه- بسبك و طريقه پدرانش خواهد كرد - .
در باره حشرهاى بنام آموفيل مىنويسد كه- آن حيوان كرمى را شكار مىكند- و بنقطهاى از پشت او نيش مىزند- نه آن اندازه كه كرم بميرد و گوشتش فاسد گردد- بلكه آن اندازه كه بى حس شود و تكان نخورد- سپس در نقطه مناسبى از بدن اين كرم تخم گذارى مىكند- خودش قبل از اينكه بچهها بدنيا بيايند مىميرد- بچهها از گوشت تر و تازه كرم تغذيه مىكنند- تا بزرگ مىشوند عجب اينست كه- فرزندان با آنكه مادر را هرگز نديده- و عمل خارق العاده او را مشاهده نكردهاند- پس از آنكه به حد رشد رسيدند- در موقع تخم گذارى عمل مادر را با كمال دقت و بدون اشتباه تكرار مىكنند- و چون هرگز نسل پيشين و نسل بعدى- اين حشره يكديگر را درك نمىكنند- احتمال ياد دادن به هيچ وجه نمىرود- .
راز آفرينش انسان صفحه ٨١ در باره مارماهى مىنويسد-