اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٢ - ١-تشكيلات و نظامات
با اينكه جلو چنين احتمالى را منطقا- نمىتوانيم سد كنيم شك نداريم كه- سعدى داراى ذوق شعرى و ادبى- و بو على سينا داراى افكار فلسفى و طبى- و صاحب جواهر داراى ملكات فقهى بوده است- كسانى كه بشر را به خدا شناسى- از راه مطالعه كتاب خلقت سوق دادهاند خواستهاند- بشر همان اندازه به علم و حكمت صانع متعال مطمئن شود- كه از روى آثار سعدى و بو على و صاحب جواهر - بمقامات ادبى و فلسفى و فقهى آنها مطمئن مىشود- .
كرسى موريسون در كتاب راز آفرينش انسان - ترجمه محمد سعيدى صفحه ٩ مىگويد- ده عدد سكه يك شاهى را- از شماره يك تا ده علامت بگذاريد- و آنها را در جيب خود بريزيد و بهم بزنيد- پس از آن سعى كنيد آنها را- به ترتيب شمارش از يك تا ده در آوريد- و هر كدام را در آورديد- پيش از اينكه سكه دومى را بيرون بياوريد- دوباره بجيب خود بيندازيد- با اين ترتيب احتمال آنكه شماره يك- بيرون بيايد معادل يك بر ده است- احتمال اينكه شماره يك و دو- به ترتيب بيرون بيايد يك بر صد است- احتمال آنكه شماره يك دو و سه- مرتبا بيرون بيايد يك در هزار است- احتمال آنكه شمارههاى يك و دو و سه و چهار- متواليا كشيده شود يك در ده هزار است- .
و بهمين منوال احتمال- در آمدن شمارهها به ترتيب كمتر مىشود- تا آنكه احتمال بيرون آمدن- شمارههاى از يك تا ده به رقم- يك بر ده مليارد مىرسد- منظور از ذكر مثلى بدين سادگى آنست كه- نشان داده شود ارقام در مقابل احتمالات- چگونه قوس صعودى مىپيمايند- براى بوجود آمدن حيات در روى كره ارض- آن قدر اوضاع و احوال مساعد لازم است كه- از حيث امكانات رياضى محال است- تصور نمود اين اوضاع و احوال- بر سبيل تصادف و اتفاق با يكديگر جور آمده باشند- و بهمين جهت بايد ناگزير معتقد بود كه- در طبيعت قوه مدركه خاصى وجود دارد- و در جريان اين امور نظارت مىكند- وقتى باين نكته اذعان آورديم- بايد ناچار معتقد شويم كه مقصد- و منظور خاصى نيز از اين جمع و تفريقها- و از پيدايش حيات در بين بوده است - .
امروز فرضيهها و نظريههاى خاصى- در باره آفرينش جهان زمين حيات انسان وجود دارد- بعضى گمان مىكنند با قبول آن فرضيهها- و نظريهها ديگر لزومى ندارد كه- فرض كنيم جهان و حيات و انسان- با ارادهاى حكيمانه بوجود آمده است- مثلا در باره كرات منظومه شمسى- طبق فرضيه معروف لاپلاس گفته مىشود كه- قطعاتى است كه در اثر نزديكى و برخورد خورشيد- با يك ستاره ديگر