پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - ٧١- آيا صله رحم در همه جا لازم است؟
الاغْنِياء؛
هرگاه مردم زكات اموال خود را مىپرداختند هرگز مسلمان نيازمندى در جامعه اسلامى پيدا نمىشود و در پرتو حقوقى كه خداوند به نفع آنان در اموال ثروتمندان قرار داده است، بىنياز مىشدند. اگر در اجتماع ما فقير و محتاجى و يا گرسنه و برهنهاى ديده مىشود، به دليل خوددارى ثروتمندان از پرداخت فرايض مالى است». [١] با بررسى احاديثى كه در اين مورد وارد شده است، بخوبى استفاده مىشود كه فقر اقتصادى فقط واكنش وظيفه نشناسى ثروتمندان و مظالم و ستمهاى اجتماعى گروهى از اغنياست.
بنابراين، اسلام فقر را يك نوع بيمارى و انحراف و واكنش نامطلوب، به خاطر سالم نبودن دستگاههاى اجتماع مىداند؛ نه اين كه آن را به عنوان يك ضرورت اجتماعى و يا پديده طبيعى در بافتهاى اجتماع مىپذيرد.
ثانياً: اسلام در آغاز كار در يك جامعه سالم پديد نيامد، بلكه در يك اجتماع به تمام معنا ناسالم و مملوّ از تبعيضها و مظالم و تجاوزها و تعدّىها به وجود آمد. قوانين تابناك آن در چنين محيطى پياده گرديد و رسالت آن اين بود كه جامعه آنچنانى را به سوى يك جامعه سالم و ايده آل اسلامى ببرد و مسلّماً براى رسيدن به اين هدف مىبايست برنامهاى تهيّه كند كه در آن فقر و گرسنگى تدريجاً ريشه كن گردد؛ زيرا فقر و محروميّت چيزى بود كه در بافتهاى اجتماع بشرى آن روز رخنه كرده بود و مىبايست با برنامه صحيح اسلامى از ميان برود.
ثالثاً: در يك جامعه آزاد، سود جويان و سوء استفاده كنندگانى پيدا مىشوند كه براى مردم و افراد جامعه ناراحتىهايى مىآفرينند. بطور مسلّم در برابر اين گونه اشخاص بايد طرح و برنامهاى باشد تا نتيجه اعمال بىرويّه آنها را بىاثر سازد.
مثلًا ما مىبينيم در قوانين اسلام، قانون قصاص و حدود و كيفرهاى مربوط به سرقت و عمل منافى عفّت و انواع تجاوزها وجود دارد و نه تنها در اسلام، بلكه
[١]. وسايل الشّيعه، ج ٦، ص ٤، باب وجوب زكات.