پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - ١٦- راز آفرينش انسان
مىكوبد و آن را به نقاط خشكى مىراند، بخار دريا پس از يك سلسله فعل و انفعالهاى طبيعى به صورت قطرات زلال باران و دانههاى شفّاف برف به روى زمين فرو مىريزد و به چهره بىجان زمين روح تازهاى مىبخشد و زمين با جنبش آرام خود اسرار درونى خود را بيرون ريخته و دشت و صحرا به صورت مخملى سبز رنگ در مىآيد، در هر گوشهاى گلى و سنبلى و در هر نقطه گياه و درختى مىرويد، زمزمه جويبار و غرّش آبشار، نواى فرحبخش بلبلان، گلهاى عطرآگين بيابان، رونق ديگرى به زندگى مىبخشد.
مطالعه اين فصل از كتاب هستى عالىترين درس خداشناسى را به انسان مىآموزد و در عين حال ما را به سنّت حكيمانه الهى رهبرى مىنمايد و با ديدگان خود مىبينيم كه هر موجودى از جماد و نبات و حيوان، با برنامه مخصوصى به سوى كمال مىشتابد و همه موجودات جهان به شيوه خاصّى به سوى كمال حركت مىنمايند و هر روز و هر سال از صورتهاى ناقصترى به صورت كاملترى در مىآيند.
يك درخت برومند روز نخست سلّولى بيش نبوده، سپس پس از طىّ مراحلى به صورت عظيمترين درختان جهان در مىآيد و يا آن جاندار بزرگ در آغاز به صورت سلّول در رحم مادر قرار داشته و يا در ميان تخمى سربسته محبوس بوده، بعداً در پرتو اراده حكيمانه خداوند جهان از نازلترين مرحله زندگى به آخرين مرحله كمال شايسته خود رسيده است. تو گويى اين جهان عالىترين مهد براى پرورش استعدادهاى نهفته در گياه و جاندار است تا هر موجودى به كمال شايسته خود برسد.
انسان نيز كه جزئى از جهان آفرينش است و يكى از ميوههاى پر ارزش جهان هستى مىباشد، مشمول همين قانون بوده و از نظر هدف و راز خلقت با نباتات و جانداران يكى است و هدف از آفرينش او جز اين نيست كه به كمال شايسته و لايق خود برسد و استعدادهاى نهفته او شكفته گردد؛ او با اراده و اختيار خويش راه