پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٦ - ٢٤- تفسير به رأى يعنى چه؟
مىخورد؛ مفسّرى كه قبلًا مكتب «اعتزال» و يا «اشعرى» را درباره صفات و افعال خدا و بندگان او، بطور دربست پذيرفته است، و به آياتى مىرسد كه ممكن است آن را به عقيده خاص خود تطبيق كند و احياناً ظاهر آن، برخلاف عقيده اوست، بر اثر اعتقاد پيشين، همه اين نوع آيات را مطابق نظر و معتقدات مكتب خويش، تفسير مىكند و به جاى اين كه عقايد خويش را بر قرآن عرضه بدارد، قرآن را بر عقيده خود عرضه مىكند و از روى هوا و هوس با آيات الهى بازى مىكند.
تفسير «كشّاف» [١] نگارش زمخشرى، نمونه بارزى براى تفسير قرآن بر اساس مكتب «اعتزال»؛ همچنان كه كتاب (مفاتيح الغيب) نگارش فخر رازى نمونه روشنى براى تفسير آيات قرآن بر پايه مكتب «اشعرى» به شمار مىرود. هركدام از اين دو مفسّر كوشش مىكنند از طريق آيات قرآن، عقيده پيشين خود را اثبات كنند و هرگز حاضر نيستند خود را از عقيده قبلى آزاد نمايند و با آزاد ساختن خود از آراى قبلى، مجموع آيات قرآن را كه درباره صفات خدا و افعال بندگان وارد شدهاند، مورد بررسى قرار دهند.
در طول تاريخ گروههاى «باطنيّه»، «صوفيّه» و برخى از «فلاسفه» قسمتى از آيات مربوط به معارف عقلى را مطابق نظريّه پيشين خود تفسير نمودهاند؛ مثلًا ملّا عبدالرّزاق كاشى، اساس تفسير خود را آرا و عقايد باطنيّه قرار داده و محى الدّين عربى [٢] معارف الهى قرآن را مطابق انظار متصوفّانه خود تفسير نموده است.
اين رشته از تفاسير كه فقط براى احياى مكتب خاصّى نگارش يافتهاند (مكتبى كه پايهگذار آن يك فرد جايز الخطا و غير معصوم بوده است) به فرض اين كه
[١]. انتقاد از روش تفسير اين كتاب در آيات مربوط به مسائل مورد اختلاف ميان معتزله و اشاعره، از ارزشآن درباره بيان نكات مربوط به فصاحت و بلاغت خارق العاده قرآن نمىكاهد؛ زيرا ارزش كشّاف در اين قسمت قابل انكار نيست.
[٢]. گروهى از محقّقان معتقدند كه تفسير منسوب به محى الدّين، نوشته خود او نيست؛ بلكه نگارش يكى از شاگردان او مىباشد.