پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٣ - ١٢- آيا فداكارى و از خود گذشتگى امكانپذير است؟
براى عمل، انتظار عوض مادّى از فردى يا اجتماعى باشد، در اين صورت بايد اين عمل را يك نوع معامله و معاوضه ناميد و شخص را يك فرد معاملهگر شمرد.
٢- عشق به چيزى و يا به كسى گاهى به جايى مىرسد كه انسان غير آن چيز و يا آن كس را فراموش مىكند و خويشتن را به دست فراموشى مىسپارد و كسى كه خويشتن را فراموش كند، منافع خويش را نيز فراموش خواهد كرد؛ در اينجاست كه غير از محبوب و يا مقصد، چيزى را نمىبيند و جز هدف مقدّسش، چيزى را نمىشناسد و جز به منافع محبوب خود به چيزى نمىانديشد و قانون تجارت و مبادله را كه در حال عادى صورت مىگيرد و در برابر از دست دادن چيزى، چيز ديگرى را به دست مىآورد بكلّى رها مىكند و كنار مىگذارد و مرحله فداكارى و ايثار و از خود گذشتگى در راه هدف به جايى مىرسد كه خدمت به محبوب كه عالىترين لذّت روحى شمرده مىشود و به جسم و جان او آرامش مىبخشد نيز به دست فراموشى سپرده مىشود؛ زيرا اساساً در اين حالت خود را نمىبيند و نمىشناسد تا چه رسد به لذّات مادّى و معنوى خود و اين همان چيزى است كه گاهى از آن به «مرحله فنا» تعبير مىشود.
بسيارى از پيشوايان بزرگ ما در برابر ذات خداوند چنين حالى را داشتند و همين موضوع سبب مىشد كه او را به خاطر ذات پاكش بپرستند و به خاطر ذاتش كه عين كمال و جمال است، عشق بورزند و او را براى خودش بخواهند و در راه او براى خودش جانبازى و فداكارى كنند.
شايد حديثى كه از امام امير مؤمنان على عليه السلام در مورد عبادت نقل شده است اشاره به همين حقيقت باشد، آنجا كه مىفرمايد: «ما عَبَدْتُك خوفاً مِنْ نارِكَ وَلا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ بَلْ وَجَدْتُكَ أهْلًا لِلْعِبادَةِ؛ بارالها! من تو را به منظور ترس از آتش و يا چشم طمع در بهشت نمىپرستم، بلكه انگيزه من براى پرستش تو، اين است كه تو را شايسته عبادت يافتم!»