پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - ١- دنياى متغيّر با قوانين ثابت اسلام چگونه سازگار است؟
براى توضيح موارد اين دو صورت و تشريح ملاك قوانين ثابت و مقرّرات متغيّر، توجّه شما را به مطالب و مثالهاى زير جلب مىنماييم:
هر انسانى-/ با قطع نظر از شرايط مختلف زمانى و مكانى-/ داراى يك سلسله غرايز و روحيات و خواستهاى درونى است كه معرّف وجود او بوده و او را از حيوانات جدا مىسازد و اين غرايز-/ و به اصطلاح اين امور فطرى-/ جزء حقيقت وجود اوست و با گذشت زمان هرگز تغيير نمىپذيرد.
مثلًا، انسان يك موجود اجتماعى است كه براى زندگى دسته جمعى آفريده شده است.
همچنين او در زندگى خود به تشكيل خانواده نياز دارد و بدون اين اجتماع كوچك، زندگى طبيعى براى او امكانپذير نيست. بنابر اين دو اصل، يعنى زندگى انسان به صورت اين اجتماع «بزرگ» و «كوچك»، جزء حقيقت وجود اوست و هرگز از او جدا نمىگردد؛ در اين صورت قوانين مربوط به برقرارى نظم و عدالت اجتماعى و روابط حقوقى افراد و وظايف زن و شوهر در برابر يكديگر، همواره بايد ثابت و ابدى باشد؛ زيرا جامعه انسانى با تمام تحوّلات و تغييراتى كه دارد، هرگز اصل «اجتماعى بودن» انسان را تغيير نمىدهد؛ بنابر اين قوانينى كه براى حفظ اجتماعى بدون وى تنظيم مىگردد، هرگز تغيير نخواهد پذيرفت.
چنين زندگى انسان برخلاف جانداران ديگر مانند زنبور عسل و مورچه كه زندگى دسته جمعى دارند، براساس قانون تكامل نهاده شده، بنابر اين قوانين مربوط به اصول تكامل اجتماع بايد هميشه ثابت و لا يتغيّر باشند.
علاقه پدر و مادر به كودكان يك علاقه فطرى و طبيعى است، حقوقى كه بر اين اساس-/ مانند ارث و تربيت-/ وضع مىگردد بايد ثابت و ابدى باشند.
در اين موارد نمونههاى فراوان ديگرى وجود دارد كه مدلّل مىسازد كه اساس قوانين اسلامى را فطرت و غريزه ثابت و پايدار انسان تشكيل مىدهد، در