پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤ - ٣٠- آزمايش الهى براى چيست؟
سلسله استعدادها و امكانات شگفتانگيز وجود دارد؛ همه كمالات انسانى و فضايل اخلاقى به صورت استعداد در كانون وجود او نهفته و سرشت او با آنها عجين و خمير شده است؛ ولى اين استعدادها بسان منابع زمينى است كه بدون وسايل مخصوص آشكار نمىشود و از مرحله قوّه و استعداد به مرحله فعليّت نمىرسند. بديهى است تا اين شايستگىها به مرحله ظهور نرسد هرگز تكامل و فضيلت و به دنبال آن پاداش و ثواب وجود خارجى نخواهد يافت.
چنين آزمايشى به منظور تربيت انسانها و پرورش صفات عالى انسانى در كانون وجود آنها انجام مىگيرد؛ و اگر اين تكاليف و آزمايشها نبود، هرگز اين شايستگىها در كانون وجود انسانها ظاهر و آشكار نمىگشت؛ و كسى مستحقّ پاداش و تقدير نمىگرديد.
اين حقيقت را اميرمؤمنان على عليه السلام در نهج البلاغه در يك جمله كوتاه و پر معنا بيان كرده و مىفرمايد: هرگز نگوييد كه خدايا از امتحان و آزمايش به تو پناه مىبرم! زيرا درجهان كسى نيست كه آزمايش نشود بلكه به هنگام دعا بگوييد: خدايا از آزمايشهاى گمراه كننده به تو پناه مىبريم (يعنى از آن آزمايشهايى كه نتوانيم از عهده آنها برآمده و به وسيله آنها خود را كامل سازيم)!
سپس امام عليه السلام چنين توضيح مىدهد: مقصود از امتحان و آزمايش كسب اطّلاع و آگاهى نيست؛ زيرا چيزى در جهان بر خدا مخفى نمىباشد؛ بلكه: «لِيَتَبَيَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ، وَ الرّاضِىَ بِقِسْمِهِ، وَ انْ كانَ سُبْحانَهُ اعْلَمَ بِهِمْ مِنْ انْفُسِهِمْ، وَلكِنْ لِتَظْهَرَ الافْعالُ الَّتى بِها يُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَ الْعِقاب؛ هدف اين است، كه آن صفات درونى مانند رضا و خشنودى و يا غضب و خشم از بهرههاى خدا داد، آشكار گردد و اين صفات باطنى به صورت فعل و عمل خارجى تجلّى كند تا استحقاق ثواب و عقاب و كيفر و پاداش صورت گيرد». [١]
[١]. نهجالبلاغه عبده، كلمات قصار، شماره ٩٣.