پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٠ - ١٧- آيا قلب مركز ادراكات است؟
١- قرآن مجيد پس از آن كه اوضاع روز رستاخيز را بيان مىكند چنين مىفرمايد:
«انَّ فى ذِلكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْب ...؛ در اين تذكّرى است براى آن كه عقل دارد ...» [١] ناگفته پيداست كه قرآن مجيد جريان روز قيامت را براى اشخاصّى وسيله تذكّر دانسته است كه داراى قلب باشند. اگر مقصود از قلب همان عضو خاص باشد اين عبارت صحيح نخواهد بود، زيرا همه مردم داراى اين عضو خاص هستند، ناچار بايد گفت منظور همان عقل و قدرت تفكّر است.
٢- قرآن شريف قلب را مركز يك رشته صفات و روحيات خاص مىداند كه بطور مسلّم مربوط به اين قلب مادّى نيست، بلكه از اوصاف همان روح انسانى است؛ مثلًا، بعضى از قلبها را «قسى» و بعضى ديگر را «بيمار» و گاهى «نابينا»، «مهر خورده» و «بسته شده» معرّفى مىنمايد. قرآن قلب را مركز طهارت، ايمان، تاريكى، كفر و وسيله كسب سعادت و شقاوت قلمداد مىكند و نجات و سعادت را به قلب سالم اختصاص مىدهد. [٢] بديهى است اين اوصاف و حالات از صفات روح انسان است، زيرا قساوت، سنگدلى، بيمارى و نابينايى در اين قلب مادّى تصوّر ندارد، اينها نشانه خوبى است كه مراد از قلب همان روح است كه در عرف مردم نيز در اين معنا به كار برده مىشود.
از بيان گذشته، معناى آيهاى كه در سؤال تذكّر داده شده است روشن گرديد؛ زيرا اگر چه قرآن تعقّل را به قلب نسبت داده و جايگاه آن را در سينه معيّن كرده است، ولى چنانكه روشن گرديد قلبى كه در سينه قرار گرفته، در اصطلاح قرآن
[١]. سوره ق، آيه ٣٧.
[٢]. سوره بقره آيات ٧، ١٠، ٧٤، ٢٢٥؛ شعراء آيه ٨٩؛ حج- آيه ٤٦؛ احزاب- آيه ٥٣ و حجرات-/ آيه ١٤- موارد ديگرى نيز هست كه از نقل آنها صرف نظر شد.