پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - ١٥- چرا فرزندان نامشروع از برخى مناصب محرومند؟
١-/ از آنجا كه روابط نامشروع، ارتباط حقوقى و روابط مالى پدر و فرزند را از ميان مىبرد، ريشه نسبتها و عواطف خانوادگى را كه اساس تشكيل اجتماع است قطع مىكند؛ زن زناكار نمىداند كه از نطفه كدام مرد باردار شده، فرزند نامشروع، پدر و ارحام و بستگانش را نمىشناسد؛ و بطور كلّى دهها مفاسد اخلاقى و روانى و اجتماعى و تربيتى و خانوادگى و مالى و عاطفى كه از زنا سرچشمه مىگيرد، همه اينها باعث شده كه پيامبران و قانونگذاران الهى و همچنين قانونگذاران بشرى، اعمال منافى عفّت را تحريم كرده، روابط نامشروع جنسى را ممنوع و غير قانونى اعلام نمايند.
٢-/ چون در هر جمعيّت و ملّتى مقرّراتى براى زناشويى وجود دارد، از اين جهت روابط نامشروع يك عمل «خلاف قانون» و «تجاوز كارانه» است. روى همين جهت مرتكبين در خود احساس يك نوع گناه و اضطراب كه ناشى از روح گناهكارى و نتايج سوئى كه ممكن است اين عمل براى او داشته باشد، مىنمايند.
هرگاه بر اثر تكرار و يا عواملى ديگر، اين حالت نگرانى تخفيف پيدا كند و شخص زناكار به ظاهر احساس نگرانى ننمايد، در ضمير باطن او عيب مهمترى وجود دارد و آن فكر تجرّى و تجاوز و قانون شكنى و طغيان است.
٣-/ حالات روانى و فكرى پدر و مادر-/ همانند ساير آثار بدنى و جسمى آنها-/ طبق قانون مسلّم وراثت، به فرزندان منتقل مىگردد. همانطور كه مشخّصات جسمى پدر و مادر از قبيل: رنگ چشم، مشكى بودن مو، پيوستگى ابرو و تناسب خاصّ اندام، نوعاً به شكل وراثت به فرزندان انتقال مىيابد، حالات روانى و اخلاقى آنها از قبيل: تندخويى، ساده دلى، يكرنگى، خشونت، عصيانگرى و نظاير اينها نيز از مجراى وراثت كم و بيش به فرزندان انتقال مىيابد.
در حقيقت وراثت است كه زير بناى آينده افراد و قسمت قابل توجّهى از شخصيّت انسان را مىسازد و زمينه را براى سعادت و شقاوت آنها آماده مىكند.