پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - ١٥- چرا فرزندان نامشروع از برخى مناصب محرومند؟
وَلَدَ الزِّنا يُسْتَعْمَلْ انْ عَمِلَ خيراً جُزِىَ بِهِ و انْ عَمِلَ شَرّاً جُزِىَ بِهِ؛
فرزند نامشروع از راه تربيت به كار و انجام وظيفه وادار مىشود؛ اگر اعمالش نيكو و خير بود، پاداش خوب داده مىشود و اگر كار زشت و ناپسند انجام داد، كيفر نافرمانى خود را خواهد ديد».
گرچه طبع سركش، وظيفه فرزندان نامشروع را كه علاقه بيشترى به گناه و قانون شكنى دارند در پيكار با معاصى دشوارتر مىسازد؛ امّا در صورتى كه برخلاف ميل باطنى خود از فرمان خدا و دستورات صحيح زندگى پيروى نمايند، به حكم «افضل الاعمال احمضها؛ بهترين كارها آنهايى است كه با رنج و مشقّت بيشترى توأم باشد» پاداشى بهتر و ارزندهتر به آنها داده خواهد شد.
بنابر اين، نكوهش و توبيخى كه اسلام از فرزندان نامشروع نموده، صرفاً به منظور اين است كه به آنها هشدار دهد كه در موقعيّت خطرناكى قرار دارند و بايستى حدّاكثر مراقبت را از خود در انجام وظايف و دورى از گناه به عمل آورند، نه آن كه عوامل تعليم و تربيت به هيچ وجه در آنها مؤثّر نبوده و حتماً از اهل دوزخ خواهند بود.
به عبارت ديگر: فرزندانى كه از روابط نامشروع به وجود مىآيند، مانند كودكانى هستند كه از پدران و مادران بيمار و مثلًا مبتلا به سل و امراض مقاربتى و نظاير اينها متولّد مىشوند؛ چنين كودكانى آمادگى بيشترى براى ابتلا به آن امراض دارند كه هرگاه به معالجه آنها اقدام نشود، به زودى ممكن است آنها را بيمار و مبتلا سازد؛ و به همين جهت بايد براى رعايت مصالح عمومى و جلب اعتماد مردم، اين گونه كودكان آماده ابتلا به سل را مثلًا از تصدّى امور مربوط به موادّ غذايى و مانند آن، جلوگيرى كرد.
فرزندان نامشروع نيز يك نوع آمادگى براى قانون شكنى و گناه و عصيان دارند؛ هرگاه تعليم و تربيت صحيح، محيط سالم، اراده و پايدارى آنها نباشد، ممكن است سقوط كرده و جزء گروه جنايتكاران درآيند.