پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - ١٠- آيا خداوند مىتواند مانند خود را بسازد؟
حركت دهد؟ هر دو صورت مانند قبلىها خالى از محذور و اشكال نيست، زيرا هرگاه بگوييم نمىتواند، پس چگونه او را بر همه چيز قادر مىدانيم و هرگاه بگوييم مىتواند، باز عموم قدرت او را انكار كردهايم؛ زيرا هرگاه خدا قادر بر آفريدن جسمى باشد كه نتواند آن را نابود سازد و يا حركت دهد، چگونه او بر همه چيز قادر است در صورتى كه نمىتواند جسمى را كه آفريده، حركت دهد و يا نابود سازد؟
پاسخ
اين پرسشها تازگى ندارند و از دورانهاى پيشين ميان مردم مطرح بوده و از پيشوايان بزرگ دينى ما در اين زمينه سؤالاتى شده و پاسخهايى فرمودهاند.
جواب اجمالى همه اين پرسشها يك جمله است و آن اين كه: قدرت هرچه هم نامتناهى و نامحدود باشد، به چيزى تعلّق مىگيرد كه عقل و خرد امكان آن را تصديق كند و باور نمايد كه يك چنين چيزى «شدنى» است.
امّا چيزهايى كه امكان ذاتى ندارد و در نزد خرد از امور ممتنع و محال شمرده مىشوند، هرگز قدرت به آنها تعلّق نمىگيرد.
توضيح اين كه: هنگامى كه ما افكار و انديشههاى خود را با خارج مىسنجيم، آنها را دو نوع مىبابيم:
نوع اوّل: انديشههايى كه عقل براى وجود و هستى آنها مانعى نمىبيند و در پوشيدن لباس هستى جز به يك قدرت، به چيز ديگرى نياز ندارند مانند جهان آفرينش با آن وسعت و گنجايش، با آن همه انواع زياد، با آن همه كهكشانها و سحابىها و كواكب و اقمارش و ... كه همگى ذاتاً امر ممكن بوده و در پرتو قدرت نامتناهى خداوند لباس هستى پوشيدهاند.
نوع دوّم: موضوعاتى كه در سنجش عقل و خرد ايجاد آنها محال و ممتنع