پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٣ - ٢٥- تكرار در قرآن براى چيست؟
روى موضوعاتى كه جنبه روانى و عاطفى خاصّى دارد تكيه مىكند و آن را تكرار مىنمايد؛ مثلًا، در همين سوره «الرّحمن» خداوند در مقام شمردن نعمتهاى مهمّى است كه در آفرينش انسان و تشكيل جامعه و تمدّن انسانى و ادامه آن، نقش اساسى دارد؛ و همچنين در اين سوره نعمتهاى بزرگى بيان مىشود كه در زندگى جهان ديگر براى انسان فراهم شده است، خداوند در خلال شمردن اين نعمتها كه به منظور تحريك عواطف بشر است، آيه «فَبِاىَّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» را تكرار مىكند و از اين راه در خلال شمردن اين نعمتها حسّ حقشناسى انسان را بيدار مىكند و او را به خضوع در برابر حقيقت وامىدارد و وجدان و عواطفش را تحريك مىكند. بنابراين، اين نوع تكرار هم در جاى خود از نظر ارشاد و هدايت لازم است و مخلّ به فصاحت و بلاغت قرآن نيست، بلكه از محسّنات كلام نيز به شمار مىرود؛ زيرا موجب تأكيد و تأثير بيشتر مىگردد.
اين قبيل تكرار در ادبيّات فارسى و عربى فراوان است و شواهد بسيارى از قصايد عرب در دست است كه مشتمل بر تكرار يك «بيت» و يا يك «مصراع» و يا يك «جمله» مىباشد.
از جمله در قصيدهاى كه «عدَّىّ بن ربيعه» دايى «إمْرء القِيس» در مرثيه برادرش «كُليبْ» سروده است، جمله «عَلى أنْ لَيْسَ عِدْلًا مِنْ كَليبْ» بيست مرتبه تكرار شده است.
در اشعار ادباى بزرگ فارسى زبان نيز نمونههاى زيادى دارد.