پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢ - ٣٢- آيا اين آيه با معصوم بودن پيامبر سازگار است؟
فتح گرديد.
اين پيروزى كه سبب شد قريش با تمام قدرتهاى خود تحت سيطره و در قبضه اسلام درآيند، نتيجه بزرگترى را در بر داشت و آن اين كه چون اين مرد مبارز در اين صحنه پيروز گرديد و نتيجه و محصول عالى خود را نشان داد و انقلاب معنوى خود را به ثمر رسانيد، در پرتو اين پيروزى دهان دروغپردازان و تهمت زنان بسته شد. ديگر در پرتو اين پيروزى چشمگير نمىتوان او را مجنون و ديوانه و يا ساحر و كاهن خواند؛ زيرا شخصى كه داراى نقايص فكرى و روحى باشد، نمىتواند چنين انقلابى بكند.
بنابراين مراد از «ذنب» در آيه، همان تهمتهاى نارواست كه تا پيش از فتح مكّه در دل سادهلوحان قريش وجود داشت و اين پيروزى، تمام آن نسبتها را باطل كرد و دامن مقدّس اين منجى جهان را از آنها پاك ساخت. بديهى است اگر وضع به همان صورت پيش از فتح مكّه باقى مىماند و پيامبر صلى الله عليه و آله در صحنه مبارزه پيشرفت نمىكرد، تهمتها نيز ادامه مىيافت.
گواه بر اين تفسير دو چيز است:
١- صريح آيه اين است كه ما فتح مكّه را به وجود آورديم تا در پرتو آن گناهان تو بخشيده شود.
اگر منظور از آمرزش گناه، همان باطل كردن تهمتها و نسبتهاى ناروا باشد بطورى كه تفصيل آن را بيان كرديم- ارتباط اين دو مطلب «فتح مكه» و «بخشيده شدن گناهان» صحيح و روشن خواهد بود؛ زيرا اين دو پيروزى دهان مردم را نسبت به تكرار تهمتها بست؛ ديگر كسى او را متّهم نخواهد نمود؛ و اگر مقصود همان گناهان شرعى و نافرمانيها باشد، راه آمرزيده شدن اين گونه گناهان همان استغفار و توبه است نه يك فتح نظامى و پيروزى ظاهرى.
٢- مفادّ روشن آيه اين است كه فتح و پيروزى، موجبات بخشوده شدن