پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - ١٠- آيا خداوند مىتواند مانند خود را بسازد؟
-/ هر چند هم خيالباف باشد-/ نمىتواند براى اين امور امكان وجود فرض كند.
هر فردى-/ هر چه هم سطح معلومات وى كم باشد-/ مىداند ٤/ ٢* ٢ است و امكان ندارد روزى نتيجه آن ٣ و يا ٥ بشود.
از اين مثالها روشن گرديد امورى كه طبعاً محال و ممتنع است از قلمرو قدرت خارج بوده و به كار بردن لفظ «قدرت» در اين موارد، غلط و ناصحيح مىباشد و همواره قدرت بر امور ممكن كه قابليّت وجود و هستى را دارند تعلّق مىگيرد.
اكنون برگرديم و موارد پرسش را مورد بررسى قرار دهيم و ببينيم علّت عدم تحقّق آنها چيست؟
با يك بررسى كوتاه معلوم مىگردد، علّت عدم تعلّق قدرت بر آنها اين است كه همه آنها جزء محالات بوده و امور محال از قلمرو و قدرت و پذيرش آن بيرون است.
مثلًا، وجود مثل براى خدا محال است و دانشمندان در بحث صفات خدا، با دلايل استوار يگانگى خدا را ثابت نموده و بدون هرگونه شريك و مانند را براى او محال دانستهاند. در اين صورت فرض آفريدن مثل، فرض محال است.
ديگر سؤال از اين كه خدا مىتواند موجودى مثل خود بسازد، مثل اين است كه بگوييم خداوند مىتواند به يك امر محال لباس هستى بپوشاند؟
به عبارت ديگر: مفاد اين كه خداوند موجودى مانند خود بسازد، اين است كه خداوند موجودى را بسازد و در عين اين كه «ممكن» است «واجب» نيز باشد، در عين اين كه «محدود» است «نامحدود و نامتناهى» نيز باشد، در عين اين كه وجود از خود ندارد وجود از خود داشته باشد و اين همان جمع ميان دو نقيص است كه گفته شد در نظر عقل از محالات بوده و امكان وجود ندارد.
زيرا اگر خداوند موجودى مانند خود بسازد، از آن نظر كه مخلوق خداست بايد «ممكن و متناهى» باشد و از خود هستى نداشته باشد.
ولى از آن نظر كه «مانند خداو مثل خدا» است بايد از هر نظر مثل او باشد،