پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - ١٥- بينايى و شنوايى خدا چه مفهومى دارد؟
نامتناهى» خداوند بازگشت مىدهند و چنين مىگويند: نتيجهاى را كه يك انسان بينا و شنوا-/ پس از فعّاليّتهاى زيادى كه اعضاى مخصوص بينايى و شنوايى انجام مىدهند-/ مىگيرد، اين است كه از ديدنىها و شنيدنىها آگاه مىگردد، هرگاه وجودى مانند خداوند بدون عضو و فعّاليّتهاى فيزيكى، از ديدنىها و شنيدنىها بطور كاملترى آگاه گرديد، قطعاً صحيح خواهد بود كه بگوييم: بينا و شنواست.
حتّى حقيقت بينايى و شنوايى در انسان، همان آگاهى از ديدنىها و شنيدنى هاست و تمام فعّاليتّهاى عضوى، مقدّمه ديدن و شنيدن است. هرگاه فردى-/ بدون نياز به اين مقدّمات-/ توانست از ديدنىها و شنيدنىها آگاه گردد، به طريق اولى مىتوان گفت كه: او سميع و بصير است.
از آنجا كه انسان يك پديده مادّى است و نمىتوان بدون ابزار مادّى كارى را انجام دهد، از اين جهت ناچار است كه به وسيله اعضا و ابزار مادّى و فعّاليتّهاى ويژه آن، به نتيجه مطلوب كه آگاهى از مبصرات و مسموعات است برسد، ولى خدا بالاتر از مادّه است و در درك خود، نيازى به چيزى ندارد و جهان با تمام چهرههاى گوناگون خود پيش او حاضر است، از اين جهت بدون هيچ مقدّمهاى مىتواند سميع و بصير باشد؛ زيرا تمام ديدنىها و شنيدنىها پيش او حاضر است و او از همه آنها آگاهى دارد.