پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - ٢- قرآن و مسأله خاتميّت
نامههاى خود را با آن انگشتر مهر مىكرد. [١] بنابر اين، معناى ابتدايى «خاتم» انگشتر نيست، بلكه مفادّ اوّلى آن همان وسيلهاى است كه با آن نامه و اسناد و احياناً درهاى ظروف مُهر مىشد و اگر به انگشتر خاتم مىگفتند، براى اين بود كه با آن دو كار انجام مىگرفت.
امروزه نيز در كشورهاى عربى به انواع مهرها-/ از فلزّى گرفته تا پلاستيكى-/ كه با آن نامه و اسناد و دفاتر دولتى مهر مىگردد و يا خانه و انبار و مؤسّسهاى لاك و مهر مىشود، «ختم» مىگويند.
روى اين بيان، معناى «خاتم النّبيين» روشن گرديد؛ زيرا مفادّ آن اين است كه محمّد صلى الله عليه و آله شخصيّتى است كه با او درهاى نبوّت كه از زمان حضرت آدم تا زمان وى به روى بشر باز بود، مهر و بسته شد و اين فيض الهى بر اثر بىنيازى جامعه انسانى از پيامبر و دين مجدّد، به پايان رسيد و بار ديگر پيامبرى پس از وى نخواهد آمد و همانطور كه با مهر، پايان يافتن محتويات نامه اعلام مىگردد و مىرساند كه مقصود نويسنده از نامه به آخر رسيده است، همچنين با اعزام پيامبر اسلام، پايان يافتن اين فيض و به آخر رسيدن و ختم جريان اين موهبت الهى، اعلام گرديد و غرض از اعزام رسل و پيامبران به آخر رسيد، گويى كه وجود او بسان مهر است كه به باب نبوّت خورده و اين در را براى ابد به روى بشر بسته است.
تصرّف ناروا در معناى خاتم
خندهآرو، تصرّف نابجا و مضحكى است كه برخى از فِرَق ضالّه درباره «خاتم النّبيين» انجام دادهاند و براى اغواى مريدان خود چنين وانمود كردهاند كه مقصود از «خاتم» در آيه، همان انگشتر است و هدف از تشبيه پيامبر به انگشتر
[١]. طبقات كبرى، جلد ١، صفحه ٢٥٨.