پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٧ - ١٧- بشارت مسيح به آمدن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
ج-/ «اگر من نروم فارقليط نزد شما نمىآيد.» (١٥: ٧) او آمدن «فارقليط» را مشروط به رفتن خود كرده است و اگر مقصود «روح القدس» باشد نزولش بر خود او و بر حواريين مشروط به رفتن او نبوده است؛ زيرا به عقيده مسيحيان روح القدس بر حواريّون كه حضرت مسيح خواست آنان را براى تبليغ به اطراف بفرستد، نازل گرديد. [١] بنابر اين، هيچگونه نزول او مشروط به رفتن مسيح نبوده است؛ ولى اگر بگوييم مقصود پيامبرى است صاحب شريعت-/ آن هم شريعت جهانى-/ در اين صورت آمدن او مشروط به رفتن حضرت مسيح و منسوخ گشتن آيين او خواهد بود.
د-/ اثر نزول «فارقليط» سه چيز معرّفى شده است: «جهان را به گناه و صدق و انصاف ملزم [٢] خواهد ساخت؛ به گناه زيرا به من ايمان نمىآورند.» (١٦: ٨)
مىدانيم طبق عقيده مسيحيان «روح القدس» پنجاه روز پس از مصلوب شدن عيسى بر حواريّون نازل گرديد و هرگز آنها را ملزم به گناه و صدق و انصاف ننمود، و از ذيل آيه استفاده مىشود كه او بر منكران ظاهر مىگردد نه بر حواريّون كه هرگز حضرت مسيح را تكذيب نمىكردند. ولى اگر بگوييم مقصود پيامبر موعود اسلام است، تمام اين امتيازات در وجود شريف او جمع مىباشد.
ه-/ «فارقليط درباره من «مسيح» شهادت خواهد داد.» (١٥: ٢٦)
«شما را از آينده خبر خواهد داد و مرا تمجيد خواهد نمود.» (١٦: ١٣)
[١]. متى، باب ١٠: ٢٩، ولوقا، باب ١٠: ١٧.
[٢]. در بسيارى از اناجيل قديمى، به جاى «ملزم» توبيخ آمده است و جمله دوّمى روشنتر و مناسبتر است، برخى از مفسّران و نويسندگان مسيحى وقتى به اين جمله مىرسند و مىبينند كه هرگز اين جمله با روح القدس تطبيق نمىكند، با نهايت تعجّب مىگويند منظور از رييس جهانيان، همان شيطان است كه مردم را به گناه ملزم مىسازد و گواه اين مطلب اين است كه حضرت مسيح در آيه ٣٠ فرمود: رييس جهان مىآيد و در من حصّهاى ندارد يعنى بر مسيح غلبه نمىكند.
اين تفسير جز يك فكر شيطانى چيزى نيست؛ زيرا به فرض اين كه يك چنين رييس جهانيان مردم را به گناه ملزم مىسازد، چگونه به صدق و انصاف الزام مىنمايد؟