پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢ - ١- آيا ما حق داريم از فلسفه احكام سؤال كنيم؟
نيست.
ما درباره فلسفه احكام الهى بحث مىكنيم تا به ارزش و اهمّيّت و آثار مختلف آنها آشناتر شويم، نه براى اين كه ببينيم آيا بايد به آنها عمل كرد يا نه؟
اين مسأله درست به اين مىماند كه از طبيب حاذق معالج خود توضيحاتى درباره فوايد داروهايى كه براى ما تجويز كرده و چگونگى تأثير آنها بخواهيم تا آگاهى و علاقه بيشترى به آن پيدا كنيم، نه اين كه به كار بستن دستورات وى مشروط به توضيحات قانع كننده او باشد، زيرا در اين صورت بايد خود ما هم طبيب باشيم.
تأكيد اين نكته لازم است كه منظور از بحث و بررسى درباره اسرار احكام اين نيست كه آسمان و ريسمان را به هم ببافيم و براى احكام و دستورات عالى مذهبى با يك مشت تخيّلات و حدس و گمان، فلسفههايى سر هم كنيد و مثلًا نماز را يك نوع ورزش سوئدى و اذان را وسيلهاى براى تقويت تارهاى صوتى و روزه را منحصراً رژيمى براى لاغر شدن و حج را وسيلهاى براى كمك مالى به باديه نشينان عرب و ركوع و سجود را دستورى براى بهداشت ستون فقرات و پيشگيرى از بيمارى سياتيك بدانيم!
نه، منظور هرگز اين نيست؛ زيرا اين فلسفه بافىهاى مضحك نه تنها كسى را به دستورات علاقهمند نمىسازند، بلكه وسيله خوبى براى از بين بردن ارزش و بىاعتبار جلوه دادن آنها خواهد بود.