پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ١- چگونه حضرت على عليه السلام در حال نماز توجّه به سائل داشت؟
چشم طمع در دين مسلمانان دوخته بودند و آخرين آرزوى آنان اين بود كه مسلمانان را از آيين خود باز دارند و به كيش نياكانشان برگردانند، چنان كه مىفرمايد:
«ودَّ كَثِير مِنْ اهْلِ الْكِتابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِّنْ بَعْدِ ايَمانِكُمْ كُفّاراً؛ بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد-/ كه در وجود آنها ريشه دوانده-/ آرزو مىكردند شما را بعد از اسلام و ايمان به حال كفر باز گردانند.» [١] و آياتى به اين مضمون نيز داريم.
ولى مسلمانان روز به روز پيشرفت مىكردند و مشركان مكّه سنگرها را يكى پس از ديگرى از دست مىدادند و دايره اميد كافران ساعت به ساعت تنگ مىشد. آخرين پناهگاه خيالى و دژ موهوم آنان اين بود كه چون آورنده آيين جديد فرزندى ندارد كه پس از او زمامدار مسلمانان شود و حكومت جوان اسلام را رهبرى كند؛ از اين لحاظ كاخ حكومت و آيين اسلام پس از درگذشت وى فرو خواهد ريخت و چيزى طول نخواهد كشيد كه بر آنان پيروز خواهند شد و اوضاع به حال نخست بازگشت خواهد نمود.
قرآن، اين حقيقت را در آيه زير از مشركان نقل مىكند و مىفرمايد: «امْ يَقُولُونَ شَاعِر نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ؛ بلكه آنها مىگويند: او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مىكشيم (و با مرگ او نداى دعوت او نيز قطع مىشود)!» [٢] اين آخرين فكرى بود كه اميدوارى كافران را محقّق مىساخت، ولى در روزى كه رسول خدا وصى و رهبر مسلمانان را پس از خود تعيين نمود، آن روز روزى بود كه شبحى از ترس و يأس برفراز آسمان زندگى مشركان سايه افكن شد و چشم طمع برداشتند؛ در آن روز علاوه بر اين كه يأس سراسر آنان را فرا گرفت، آيين اسلام به صورت يك دين ريشه دار و قابل بقاء در آمد و پيامبر با تحكيم و تثبيت علل استقرار و بقاء-/ يعنى تعيين رهبر-/ دين خود را تكميل نمود؛ با در نظر گرفتن اين معنا جملههاى قسمت دوّم با هم كاملًا مربوط و متناسب مىگردد.
[١]. سوره بقره، آيه ١٠٩.
[٢]. سوره طور، آيه ٣٠.