پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٢ - ٢٥- تكرار در قرآن براى چيست؟
١-/ تكرار پارهاى از تاريخها.
٢-/ تكرار پارهاى از آياتى كه بيان كننده «واقعيّت خاصّى» است.
در مورد داستانهاى تاريخى بايد توجّه كنيد كه هدف اساسى قرآن از ذكر تاريخ گذشتگان، توجّه دادن مردم به قوانين مسلّم زندگى است كه بر زندگى انسانهاى پيشيثن حكومت داشته است.
قرآن مىخواهد مردم را با اين قوانين آشنا كند و آنها را توجّه دهد كه علل ترقّى و پيشرفت و يا انحطاط جوامع و ملل گذشته چه بوده است؟ خوددارى آنها از قبول دعوت پيامبران چه نتايج خطرناكى به بار آورده و رواج ظلم و ستم با آنها چه كرده و كدام عامل بود كه آنها را به انقراض و سقوط كشانيد و بالاخره نقاط ضعف و قوّتشان چه بوده است؟
قرآن در داستانها مردم را به اين قوانين و حقايق متوجّه ساخته و همچنين عاقبت نافرمانى افراد گردنكش و جبّار را نشان داده است.
همين حقيقت ايجاب نموده كه قرآن سرگذشت جوامع گذشته را زير و رو كند و جنبههاى مختلف آن را نشان دهد. بنابراين، اگر قرآن در موارد مختلفى مثلًا از «بنىاسرائيل» و يا «آفرينش آدم» سخن مىگويد، در هر مورد به قسمت و فراز خاصّى از اين موضوع اشاره مىكند و مىخواهد در هر مورد، مردم را به نكته خاصّى توجّه دهد كه در مورد ديگر به آنان توجّه نداده است.
اين حقيقتى است كه با دقّت در داستانهاى قرآن به دست مىآيد.
در موارد ديگرى كه پارهاى از آيات قرآن تكرار شده، مثلًا تكرار آيه شريفه «فَبِاىَّ آلَاءِ رَبَّكُمَا تُكَذِّبَانِ» در «سوره الرّحمن» بايد توجّه داشت اين تكرارى براى نتيجهگيرى از تأثير خاصّ روانى در روحيّه خوانندگان و شنوندگان قرآن است. خدا وقتى براى بيدار ساختن روح و فكر يك جمعيّت سخن مىگويد گاهى بر