پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - ٧- خدا را كه آفريده است؟
بنابر اين برخلاف آنچه «راسل» پنداشته اختلاف ميان «فلاسفه الهى» و «مادّى» اين نيست كه يكى «علّة العلل» را قبول دارد و ديگرى منكر است، بلكه هر دو بطور يكسان عقيده به وجود يك علّة العلل يا علّت نختسين دارند.
پس اختلاف ميان اين دو در كجاست؟
صريحاً بايد گفت تنها نقطه تفاوت اينجاست كه خداپرستان آن علّت نخستين را داراى علم و اراده مىدانند (و آن را خدا مىنامند) ولى مادّىها آن را فاقد علم و اراده تصوّر مىكنند (و نام آن را مادّه گذاردهاند).
حالا چطور مطلبى به اين آشكارى بر آقاى «راسل» مجهول مانده، پاسخى جز اين ندارد كه بگوييم او در رشتههاى علوم رياضى و طبيعى و جامعهشناسى صاحب تخصّص بوده، نه در مسائل مذهبى و فلسفه أولى (به معناى شناخت هستى و سرچشمه و آثار آن).
از بيانات ياد شده اين نتيجه نيز به دست مىآيد كه فلاسفه الهى براى اثبات وجود خدا هرگز به استدلال «علّة العلل» (به تنهايى) دست نمىزنند، زيرا اين استدلال تنها ما را به وجود يك «علّت نخستين» يا به عبارت ديگر يك وجود ازلى كه مادّىها هم به آن عقيده دارند، راهنمايى مىكند.
بلكه مسأله مهم براى فلاسفه الهى اين است كه بعد از اثبات علّت نخستين، براى اثبات علم و دانش بىپايان او استدلال كنند كه اتّفاقاً اثبات اين مسأله از طريق مطالعه نظام هستى و اسرار شگرف آفرينش و قوانين حساب شدهاى كه بر سراسر آسمانها و زمين و موجودات زنده و تنوّع آن حكومت مىكند، كار آسانى است. (دقّت كنيد)
اين نخستين سخنى بود كه بايد در پاسخ اين ايراد دانسته شود.
موضوع ديگرى كه لازم به تذكّر است اين كه: اساس اين اشكال روى اين