پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧ - ٧- خدا را كه آفريده است؟
بيرون ذات كه محتاج به آفريننده باشد. (دقّت كنيد)
من و شما و زمين و آسمان و منظومه شمسى و ... نيازمند به آفريننده هستيم كه وجود ما ازلى و هميشگى نبوده و از درون ما نيست، نه علّة نخستين و علّت العلل كه هستى او از خود اوست.
يك مثال روشن
در اينجا فلاسفه مثالهايى براى توضيح اين گفتار فلسفى و نزديك ساختن آن به ذهن مىزنند؛ مثلًا مىگويند: هنگامى كه ما نگاه به اطاق كار يا منزل مسكونى خود مىكنيم، مىبينيم روشن است.
از خود مىپرسيم: آيا اين روشنى از خود اين اطاق است؟
-/ فوراً به خود پاسخ مىدهيم: نه، براى اين كه اگر روشنى آن از خود اطاق مىجوشد، نبايد هيچ وقت تاريك گردد، در حالى كه پارهاى از اوقات تاريك و گاهى روشن است، پس روشنى آن از جاى ديگر است.
به زودى به اين نتيجه مىرسيم كه روشنى اطاق و خانه ما، به وسيله ذرّات يا امواج نورى است كه به آن تابيده است.
-/ فوراً از خود سؤال مىكنيم: روشنى ذرّات نور از كجاست؟
-/ با تأمّل مختصرى به خود پاسخ مىدهيم: روشنى ذرّات نور از خود آن و از درون ذاتش است، ذرّات نور اين خاصيّت روشنايى را عاريه نگرفتهاند؛ در هيچ نقطه جهانى نمىتوانيم ذرّات نورى پيدا كنيم كه تاريك باشند و سپس روشنايى را از ديگرى گرفته باشند.
ذرّات نور هر كجا باشند روشنند، روشنايى جزء ذات آنهاست، روشنى ذرّات نور عاريتى نيست.