پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١ - ١٥- چرا فرزندان نامشروع از برخى مناصب محرومند؟
نتيجهاى كه از نكات فوق مىتوان گرفت: فرزندان نامشروع، غالباً روح طغيان و تجرّى و قانون شكنى و گناه را از پدران و مادران خود تا حدودى به ارث برده و زمينه براى ارتكاب جرم و جنايت در آنها فراهمتر است؛ آنها نسبت به سايرين آمادگى بيشترى براى ارتكاب معاصى و گناه دارند؛ و لذا، بد آموزىهاى فردى يا محيط نامناسب، كافى است كه حقيقت روح آلوده و نابسامان آنها را كه مانند آتش زير خاكستر پنهان مانده است، آشكار ساخته و خرمن سعادت و خوشبختى آنان را بسوزاند.
امّا در مورد محروميّت از مناصب اجتماعى، علاوه بر آنچه در بالا از وضع روحى آنها گفته شد؛ و اين كه اين عمل يك نوع احتياط منطقى به منظور حفظ مصالح ملّى و جامعه به شمار مىرود، اسلام به جلب اعتماد عمومى در تصدّى اين گونه پستهاى حسّاس اجتماعى اهمّيّت مىدهد؛ و لذا، كسانى را كه داراى نقطههاى ضعف خانوادگى و سوابق نامطلوبى باشند، از تصدّى اين گونه مقامها كه نيازمند به پاكى و طهارت روح است، محروم ساخته است.
ولى اشتباه نشود، با همه اين احوال، چنين نيست كه تنها فرزند نامشروع بودن علّت تامّه براى انحراف و شقاوت او باشد و اراده و اختيار او را از پذيرش تعليم و تربيت صحيح اسلامى بكلّى سلب كرده، نتواند با به كار بستن دستورات صحيح زندگى، اهل سعادت گردد.
فرزندان نامشروع، مانند فرزندان طبيعى و قانونى در انتخاب راه سعادت و يا شقاوت آزادند؛ آنها نيز مىتوانند با اراده و اختيار خود راه تقوا و فضيلت را برگزيده، جزء گروه رستگاران و اهل بهشت گردند. اين طور نيست كه آنها شرير و جانى بالفطره آفريده شده باشند و به هيچ وجه نتوانند خود را از چنگال ناپاكى و گناه رهايى بخشند؛ بلكه، همانطورى كه حضرت صادق عليه السلام فرموده است:
«انَ