پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - ١٤- اسلام و شفاعت
دژ، در حفظ كشور آنان از تجاوز خارجى فوقالعاده مؤثّر است؛ فرمانده ماهر و ورزيده، وسايل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختيار آنان مىگذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مىنمايد.
آن گروه از سربازان بىانضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده و در پايين كوه مىمانند هيچگاه مشمول حمايت او نمىگردند، امّا آن گروهى كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا مىروند، اگر در ميان آنان افرادى ضعيف و ناتوان باشند و در بعضى از گذرگاهها بلغزند، يا صعود و بالا رفتن به تنهايى در بعضى از نقاط حسّاس كوه براى آنها مشكل باشد، فرمانده دلسوز مراقب حال آنان بوده و در نقاط حسّاس به آنها كمك كرده و از لغزشگاه عبورشان مىدهد.
اين نوع مراقبت و كمك، يك نوع شفاعت است و از آن افرادى است كه در مسير هدف گام بر مىدارند و اشكالى ندارد كه فرمانده دلسوز پيش از صعود به كوه، اين مطلب را اعلام كند و بگويد اگر شما در نقاط حسّاسى از صعود باز بمانيد از كمكهاى بىدريغ من محروم نخواهيد ماند و من با تمام قوا كوشش مىكنم كه شما را در اين هدف كمك كنم.
يك چنين اعلام قبلى، افراد را براى كار دلگرم كرده و نور اميد را در دل آنان پديد مىآورد و بر قدرت و پايدارى آنان مىافزايد و در حقيقت يك نوع تربيت و وسيله تكامل است.
آيا اگر شفاعت يك نوع كمك به نجات افراد در زمينههاى مساعد باشد، مستلزم تبعيض نارواست و يا ترجيح بدون دليل و تشويق به گناه و پارتى بازى بىجهت محسوب مىشود!
قرآن و مسأله شفاعت
آيات مربوط به شفاعت را مىتوان به سه دسته تقسيم نمود:
١-/ آياتى كه شفاعت را نفى مىنمايد مانند: «وَ اتَّقُوا يَوْمَاً لا تَجْزِى نَفْس عَنْ