پاسخ به پرسشهاى مذهبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢ - ١٤- اسلام و شفاعت
با اين آيات صريحى كه در قرآن پيرامون وجود شفاعت وارد شده است، تكليف كسانى كه درباره آن به خود شكّ و ترديد راه مىدهند و يا بطور كلّى به انكار آن بر مىخيزند روشن است.
مقصود از آياتى كه شفاعت را نفى مىكنند چيست؟
با در نظر گرفتن عقايد خرافى كه عرب بتپرستان درباره شفاعت بتها داشت، هدف دسته نخست از آيات كه شفاعت را بكلّى نفى مىكند، روشن مىگردد؛ آنان مىگفتند كه اين بتها شفيعان ما در درگاه الهى مىباشند و خدا اين عقيده خرافى را از آنان در قرآن در سورههاى مختلفى نقل كرده است مانند:
«وَ يَقُولُونَ هَؤلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ؛ و مىگويند اينها شفيعان ما نزد خدا هستند». [١] بسيارى از آياتى كه بطّور كلّى شفاعت را انكار مىكند مربوط به اين نوع شفاعت است كه عرب جاهلى به آن اعتقاد داشت. از اين جهت قرآن در سوره زمر، آيه ٤٣ هنگامى كه از بت پرستان موضوع شفاعت بتها را نقل مىكند فوراً به ردّ آنها پرداخته و آن را از آن خدا مىداند، آنجا كه مىفرمايد:
«امِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ ... قُلْ لِلهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً؛ يا آنان غير از خدا شفيعانى گرفتهاند؟! ... بگو تمام شفاعت از آن خداست.»
از اين بيان استفاده مىشود كه هدف آياتى كه شفاعت را انكار مىكنند، مربوط به آن نوع از شفاعت صحيح نيست كه به حكم دسته سوّم از آيات به اذن خدا انجام مىگيرد، بلكه مربوط به شفاعت بتهايى است كه نه شايستگى شفاعت كردن را دارند و نه خدا به آنها اذن داده است.
هدف برخى از آيات ديگر كه به صورت ظاهر شفاعت را نفى مىكنند،
[١]. سوره يونس، آيه ١٨.