ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٣ - داستان مهاجرت اسماعيل و هاجر
بعضى گفتهاند تقدير آيه اين است: «يقول ربنا تقبل منا» يعنى در حالى كه ميگفت پروردگارا از ما بپذير و ضمير يقول به «ابراهيم» برميگردد باعتبار اينكه اسماعيل در وقت ساختن خانه كعبه كودكى بيش نبود و تنها ابراهيم ٧ پايههاى آن را برمىافراشت ولى اين قول نادر، و غير قابل است زيرا مسلم است كه ابراهيم و اسماعيل با هم خانه كعبه را بنا ميكردهاند.
ابن عباس ميگويد باين مناسبت بناى خانه كعبه بابراهيم و اسماعيل نسبت داده شده است كه اسماعيل بابراهيم سنگ ميداد و او آن را روى پايههاى خانه كعبه ميپيچد و بالا ميبرد.
جمله(تَقَبَّلْ مِنَّا) دليل آن است كه «كعبه» را بعنوان عبادتگاه ساختهاند زيرا توقع و انتظار پاداش از خداوند تنها در تأسيس ساختمانى است كه داراى جنبه عبادت و اطاعت باشد.
و منظور از جمله «تقبل منّا» اين است كه پروردگارا بما در برابر اين عمل ثواب عنايت كن و موجبات ناراحتى ابراهيم ٧ را نيز فراهم كرد، ابراهيم ٧ در اين باره بدرگاه خداوند شكايت نمود خداوند بوى وحى كرد كه: زن مانند دنده كج است اگر آن را بحال خود بگذارى از آن بهرهمند ميشوى ولى راست كردن آن موجب شكسته شدن آن ميگردد[١].
از آن پس پروردگار او را امر فرمود كه اسماعيل را با مادرش هاجر از آن سرزمين بيرون ببرد ابراهيم عرض كرد پروردگارا آنها را كجا ببرم؟ خداوند فرمود آن را به «حرم» و محل امن من و نخستين نقطهاى از زمين كه آفريدهام يعنى «مكه» ببر در آن حال جبرئيل ٧ با «براق» بحضور ابراهيم آمد ابراهيم هاجر و اسماعيل را
[١] مؤلّف در اين مورد باين شعر استشهاد كرده است: هى الضلع العوجاء لست تقيمها الا ان تقويم الضلوع انكسارها. يعنى زنان استخوانها و دندههاى كجى هستند كه هرگز نميتوانى آنها را راست كنى بدانيد كه راست كردن دندهها موجب شكسته شدن آنها است