ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٦ - اسباط كيستند؟
شمعون، لاوى، دان قهاب[١]، يشجر، نفتالى، جاد اشرفهم اينها فرزندان يعقوب ميباشند و در اين موضوع ميان مفسرين اختلافى نيست.
بسيارى از مفسرين ميگويند همه آنها پيغمبر بودند ولى طبق اصول مذهب ما نميتوان اين معنا را قبول كرد زيرا ناگفته پيدا است كه آنچه آنها نسبت بيوسف انجام دادند معصيت بود و حال آنكه يكى از اصول مذهب ما اين است كه پيغمبر بايد از معاصى و كارهاى قبيح كوچك و بزرگ معصوم و منزّه باشد در قرآن هم دليلى بر پيغمبر بودن همه آنان وجود ندارد.
و جمله( ما «أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ) دلالت ندارد كه همه آنها پيغمبر بودند زيرا ممكن است كه نزول آيات فقط بر بعضى از آنها كه مرتكب معصيت نشدهاند و پيغمبر بودهاند صورت گرفته باشد نه بر همه آنها يعنى احتمال ميرود كه استعمال جمله(ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ) مثل(ما أُنْزِلَ إِلَيْنا) باشد.
يعنى همانطورى كه نزول قرآن تنها به پيغمبر اسلام ٦ بوده ولى چون مسلمانان مأمور بودند كه بآن عمل كنند بهمه آنها نسبت داده شده است درباره «اسباط» نيز نزول آيات الهى واقعاً بر بعضى از آنها بوده ولى چون مأمور بودهاند كه بآن عمل نمايند بهمه آنها نسبت داده شده است.
عياشى: در تفسير خود از حنان بن سدير نقل ميكند كه بحضرت باقر ٧ گفتم: «آيا فرزند يعقوب ٧ پيغمبر بودند؟ حضرتش فرمود: نه. پيغمبرزاده بودند و پس از اينكه از معصيت خود توبه كردند در حال سعادت از دنيا درگذشتند.
(وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى ...)- و ايمان داريم بآنچه بر موسى ٧ و عيسى نازل شده است خداوند از اين نظر موسى ٧ و عيسى ٧ را مخصوصاً ذكر كرده است كه احتجاج بر يهود و نصارى بعمل بيايد و يهود و نصارى بدانند كه مسلمانان بآنچه
[١]« قهاب» در روايت ابن اسحاق و همچنين در كتب يهود نيست و صحيح آنست كه اين نام زائد باشد زيرا با انضمام آن تعداد از دوازده تجاوز ميكند و همين طور نام آخرين اسباط« اشر» است و لفظ و« فهم» زائد است.( شعرانى)