ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣١ - تفسير
تطوّع: تبرّع بانجام نافله.
شاكر: سپاسگزار نعمت و اين كلمه بر خداوند بطور «مجاز» اطلاق ميشود زيرا او بر همه نعمت عنايت ميكند و كسى باو نعمتى نميدهد.
تفسير:
چون پروردگار متعال امتحان مردم را كه گاهى بوسيله تكاليف و وظائفى كه مقرّر داشته است و گاهى بوسيله مصيبتها و مشقتها صورت مىگيرد، تذكّر داد اين اين نكته را نيز بيان كرد كه از جمله تكاليف الهى تكاليفى است كه درباره حج مقرّر گرديده است:
(إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ...)- يعنى «صفا» و «مروه» از جمله علائم عبادات خداوند است، بعضى گفتهاند يعنى هر يك از صفا و مروه محلّ عبادت و اطاعت خداوند ميباشد و بعضى گفتهاند يعنى توجه بآنها جزء دين است برخى ميگويند در اين كلام حذف رخ داده است و مقصود اين است كه سعى ميان صفا و مروه از شعائر خداست.
از حضرت صادق ٧ نقل شده است كه آدم ٧ از بهشت بر «صفا» و حوّا بر «مروه» فرود آمد و باين مناسبت «صفا» بنام آدم مصطفى، و مروه بنام مرئه[١] يعنى زن ناميده شد.
(فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ ...)- كسى كه بمنظور اعمال حج قصد خانه كعبه نمايد.
(أَوِ اعْتَمَرَ ...)- يا عمره بجا بياورد.
(فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما ...)- مانعى و اشكالى بر او نيست كه سعى ميان صفا و مروه نيز بجا بياورد. حضرت صادق ٧ فرمود: «مسلمانان گمان ميكردند كه صفا و مروه از بدعتهاى اهل جاهليّة است لذا خداوند اين آيه را نازل فرمود».
شعبى و بسيارى از علماء ميگويند علّت اينكه خداوند( فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما)- يعنى مانعى نيست كه سعى بجا بياورد- فرموده و حال آنكه سعى ميان صفا و
[١] شايد مراد اين است كه مروه با كلمه مرئه مناسبت لفظى دارد يا باعتبار اينكه داراى علامت تأنيث است.