ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣ - آنچه از آيه استفاده ميشود
فلان چيز موجود خواهد شد و بهمان كيفيّتى كه خبر داده موجود ميشود و خلاف و تغييرى در آن واقع نخواهد شد.
و احتمال سوّم دور است زيرا كه معدوم صلاحيت خطاب و امر ندارد و امر آن اگر چه بوجود و هستى تعلق گرفته شده و پس از آن موجود شود ليكن اين مقدار كافى نيست زيرا كه موجود شدن آن فرمانبردارى دستور و پذيرفتن امر است و اين در صورتى است كه مأمور موجود باشد نه معدوم و چنانچه اين معنى درست باشد بايد مأمور معدوم در خود فعلى انجام داده و فاعل خويشتن باشد همانطورى كه در سائر موارد مأمورى كه فرمانبردار است فاعل مأمور به و بجا آورنده آن شمرده ميشود، و اين معنا فاسد و بطلان آن آشكار است.
و برخى گفتهاند: كلمه «كن» همزمان با وجود اشياء گفته ميشود نه پيش از آن و نه بعد از آن مانند آيه شريفه:(ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ)[١] كه منظور اين است: در حال بيرون آمدن ميخواند آنان را نه قبل از آن و نه بعد از آن. و اين احتمال نيز نادرست است زيرا كه از جمله شرائط نيكو بودن امر و دستور اين است كه قبل از تحقّق مأمور به باشد- نه همزمان با آن- و همين طور دعا و خواستن
آنچه از آيه استفاده ميشود:
اين است كه خداوند نميتواند فرزندى براى خود اتخاذ نمايد زيرا بعد از آنكه ثابت شد او مخترع آسمانها و زمين است از اين راه ثابت ميشود كه او اوصاف اجسام و جواهر را دارا نيست زيرا كه جسم نميتواند فاعل جسم باشد و كسى كه داراى اوصاف جسم نباشد نميتواند فرزندى اتخاذ نمايد، و از طرفى خداوند عيسى را بدون پدر هستى داد از لحاظ اينكه او مخترع و مبتكر اشياء است پس او بزرگتر است از اينكه فرزندى اتخاذ نموده و منزّه است از مانند اين امور.
[١] سوره ٣٠ آيه ٢٥ پس هنگامى كه خواند شما را در حالى كه از زمين بيرون مىآمديد.