ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١ - يك داستان راجع بمقام ابراهيم
بروى زمين فرود آورده است:
١- سنگى كه در مقام ابراهيم ٧ است.
٢- سنگ بنى اسرائيل[١].
٣- حجر اسود و آن سنگى است كه ابراهيم ٧ آن را در خانه كعبه نصب كرد و رنگ آن در ابتدا از كاغذ سفيدتر بود ولى در اثر گناهان فرزندان آدم سياه گرديد.
يك داستان راجع بمقام ابراهيم
ابن عباس ميگويد پس از اينكه ابراهيم ٧ اسماعيل و هاجر را بمكّه آورد و در آن سرزمين قرار داد و بعد از زمانى قبيلهاى بنام جرهم در آن مكان فرود آمده و اقامت گزيدند و اسماعيل از آن قبيله همسرى براى خود انتخاب كرد و هاجر از دنيا درگذشت. ابراهيم ٧ از ساره اجازه خواست كه براى ملاقات هاجر رهسپار مكّه شود ساره با اين پيشنهاد با اين شرط موافقت كرد كه ابراهيم در مكّه از مركب خود پياده نشود! ابراهيم ٧ بطرف مكّه حركت كرد و پس از طى راه وارد مكّه گرديد- در حالى كه هاجر از دنيا درگذشته بود- و بطرف خانه اسماعيل رفت و از همسر او پرسيد شوهرت كجا است؟ وى گفت براى شكار از منزل بيرون رفته است- اسماعيل معمولًا براى شكار از حرم بيرون رفت- ابراهيم گفت آيا وسيلهاى براى پذيرايى از من دارى؟ همسر اسماعيل گفت نزد من چيزى نيست و كسى هم فعلًا در منزل نيست كه در پذيرايى از مهمان بمن كمك كند! ابراهيم قصد مراجعت كرد و تنها جملهاى كه در اين هنگام باو گفت اين بود:
[١] آن سنگ مخصوصى بود كه هر موقع موسى ٧ عصاى خود را بآن ميزد ١٢ چشمه از آن ميجوشيد.