ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥١ - تفسير
نسبت ميدهند و چون حج در دهه اول ذيحجّه واقع ميشود بهمه آن ماه، ماه حجّ ميگويند و باضافه آن دو ماه «شوال و ذيقعده» سه ماه ميشود مثل روز ورود زيد كه ورود در يك قسمت از آن روز واقع شده ولى همه آن روز را بنام روز ورود ميخوانند.
(فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ ...)- پس هر كس كه بر خود لازم كند حج را در اين ماه و ملتزم بدان گردد و احرام بندد به حج باتفاق همه مذاهب) يا به عمره تمتع (بنا بذهب اماميه) بايد آميزش با زنان را ترك كند و كلمه «رفث» در آيه بوجوهى تفسير شده است از اينقرار:
١- خود آميزش كه به اين كلمه كنايه آورده شده است اين عقيده اصحاب ما و قتاده و ابن مسعود است ٢- وعدهگذارى آميزش بقول ابن عباس، عبد اللَّه بن عمر و عطا.
٣- معنايى عام شامل خود آميزش و مقدمات آن از مزاح و مشابه آن و نيز وعدهگذارى آن بقول «حسن».
(وَ لا فُسُوقَ ...)- در بيان مقصود از كلمه «فسوق» نيز اقوالى است:
١- اصحاب ما (شيعه) ميگويند مقصود، دروغ است كه در موقع احرام بايد ترك شود.
٢- مراد از اين كلمه همه معاصى و گناهان است كه بايد ترك شود (ابن عباس، حسن و قتاده) و اين معنا اعم از وجه اول كه خصوص دروغ بوده مىباشد.
٣- مقصود، مردم را به لقب زشت ياد كردن است بقرينه آيه كريمه:(بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ)[١]() (پس از ايمان، زشت است كه مردم را به لقبهاى بد ياد كنيد) (اين عقيده «ضحاك» است).
٤- منظور فحش دادن بمردم مؤمن است چون در حديث آمده است كه فحش بمؤمن از فسوق و كشتن او كفر است (على بن ابراهيم و مجاهد)
[١] آيه ١١ از سوره حجرات