ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦ - شرح لغات
«حَوِّلْ لَنا اْلصَّفا ذَهَباً»[١] و از همين جهت است كه خداوند فرمود:(أَ تَواصَوْا بِهِ)[٢]( قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ ...)- ما روشن كرديم نشانهها را.
يعنى دلائل و معجزاتى كه از آنها راستى پيامبرى محمّد دانسته ميشود.
(لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ...)- براى گروهى كه يقين دارند.
يعنى گروهى كه از راه معجزات و دلائل روشن وارد شده و در نتيجه بمقام يقين رسيدند پس شما هم همان روش را پيروى نمائيد تا يقين پيدا كنيد و منظور اصلى اين است: كه اين آيات و نشانههايى كه دليل بر راستى پيامبرى او است براى كسى كه عناد را رها كرده و جوياى حقّ باشد كاملًا كافى است.
پرسش:
چه مانعى داشت كه آن نشانههايى را كه آنان درخواست كردند از جانب خداوند ميآمد تا دليل و برهان محكمتر و استوارتر گردد.
پاسخ:
ميزان در مورد آمدن آيات مصلحت است و چنانچه خدا ميدانست كه در آمدن آن نشانهها نيز مصلحت موجود است حتماً آنها را اظهار ميكرد و چون اظهار نكرد پى ميبريم كه مصلحتى در آنها وجود نداشته و ميزان در آنها محقّق نبوده است.
[سوره البقرة (٢): آيه ١١٩]
(إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ (١١٩))
[ترجمه]
ما تو را بحقّ فرستاديم در حالى كه مژده دهنده و ترساننده هستى و از ياران آتش سؤال كرده نميشوى (١١٩)
شرح لغات
جحيم ...- آتش شعلهور.
[١] بگردان براى ما كوه صفا را طلا.
[٢] سوره ٥١ آيه ٥٣ آيا سفارش كردهاند پيشينيان اينها را باين سخن- كه گفتند او يا ساحر است و يا ديوانه-.