ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٠ - تفسير
تفسير:
وقت حج ماههاى معينى است كه تغير پذير نيست و مقدّم و مؤخّر نميشود و كسانى كه آن را تاخير ميانداختند مورد سرزنش قرار گرفته و آيه كريمه در حقشان ميفرمايد:(إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ)[١]() ...- تاخير حج افزايش در كفر است.
ماههاى حج از نظر ما: شوال، ذو القعده و ده روز اول از ذى الحجّه است بنا بر آنچه از امام باقر ٧ نقل شده است و ابن عباس و مجاهد و حسن و بعضى ديگر نيز بر همين عقيدهاند.
ولى جمعى چون «عطا، و ربيع و طاوس» معتقدند كه ماههاى حج شوال ذى القعده و تمام ذى الحجّه است و در اخبار ما نيز همان عقيده نقل شده است.
جهت اينكه اين ماهها را ماه حج ميگويند اينست كه بدون خلاف احرام براى حج درست نيست جز در اين ماهها و نزد ماه احرام براى عمره تمتع نيز جز در اين ماهها جائز نيست.
و كسانى كه معتقدند تمام ذى الحجه از ماههاى حجّ است ميگويند چون بعضى از اعمالى كه بايد در ماه حج انجام شود مانند سه روز روزه و ذبح قربانى وقتى صحيح باشد كه بعد از عيد نيز انجام شود ما مىفهميم كه ذيحجّه ماه حج است.
سؤال اگر گفته شود بنا بر اينكه ماه تنها حج شوال و ذيقعده و ده روز از ذيحجه باشد نه آن، چگونه كلمه جمع «اشهر» (ماهها) بر آن دو ماه و ده روز اطلاق شده است؟
پاسخ در پاسخ از اين سؤال دو وجه ذكر كردهاند.
١- در عرب معمول است كه لفظ جمع را بدو فرد هم اطلاق ميكنند.
٢- كارى كه در يك قسمت و جزء از زمانى واقع ميشود گاهى به همه آن زمان
[١] آيه ٣٧ از سوره توبه