ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٦ - شأن نزول
تبديل اين آيات باينست كه آن را تحريف يا كتمان يا تاويل و تعبير غير صحيح كنند همانطور كه اين كارها را در مورد تورات و انجيل انجام دادند و در اسلام هم بدعتگذاران و «مبتدعه» در قرآن نظير آن را مرتكب شدند.
نظم آيات گذشته
پس از بيان احكام و شرايع الهى و اينكه مردم در عمل و ترك آنها سه دستهاند:
«مؤمن، كافر و منافق» و بيان وعد و وعيد الهى اين مطلب را به پيامبر يادآورى ميكند كه اگر مردمى بتو ايمان نميآورند نه از جهت نارسايى ادله و براهين تو است بلكه بعلت ناپاكى طبيعت و آلودگى رفتار و كردار آنها است و قبل از تو نيز نظير اين مخالفت، را با انبياء كردند و از آنها بپرس ...
[سوره البقرة (٢): آيه ٢١٢]
(زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ (٢١٢))
[ترجمه]
براى آنها كه كافرند زندگى اين دنيا جلوه نموده و اهل ايمان را مسخره ميكنند، كسانى كه پرهيز كارى كردهاند روز قيامت مقامى برتر دارند و خدا هر كه را خواهد بىحساب روزى دهد
شأن نزول
در شأن نزول اين آيه سه قول است:
١- قول ابن عباس كه ميگويد آيه درباره ابو جهل و ديگر رؤساء قريش نازل شد كه نعمتهاى دنيا برايشان فراهم گسترده بود و تهى دستان از مؤمنين چون «عبد اللَّه بن مسعود، عمّار، بلال و جناب» را مسخره ميكردند و ميگفتند اگر محمّد پيغمبر بود اشراف و ثروتمندان قريش دور او را ميگرفتند.
٢- قول «مقاتل» كه معتقد است آيه درباره «عبد اللَّه بن ابى» و يارانش نازل شد كه ضعفاء مؤمنين را مسخره ميكردند.
٣- قول «عطا» كه مورد نزول آيه را رؤساء يهود از بنى قريظه و بنى نظير و بنى قينقاع ميداند كه اينان مهاجران فقير را مسخره ميكردند.