ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٧ - تفسير
(مِنْ مُوصٍ جَنَفاً ...)- كه موصى در وصيّت خود از حق بسوى باطل ميل كرده است.
اگر سؤال شود كه خداوند چگونه براى امرى كه واقع شده است(فَمَنْ خافَ) گفته است و «خوف» را بكار برده است و حال آنكه خوف هميشه نسبت بآينده و امورى كه واقع نشده است استعمال ميشود در جواب آن دو قول است:
١- مراد اين است كه وصى چون ميداند يا گمان دارد كه موصى در وصيت خود مرتكب خطا يا گناهى شده است لذا از اظهار آن در آينده مىترسد و بمناسبت اينكه ترس در آينده است كلمه «خوف» بكار رفته است.
٢- چون وصى در حيات موصى نوعاً با دو قسمت از وصيّت او مواجه ميشود قسمتى از آن مطالبى است كه وصيّت كرده است و قسمت ديگر آن هنوز واقع نشده است و موصى در نظر دارد كه بعداً وصيت بكند لذا بمناسبت اينكه مجموع وصيّت هنوز محقق نشده است و در آينده محقق خواهد شد كلمه «خوف» را بكار برده است.
در مورد مذكور در آن قسمت از وصيّت كه هنوز واقع نشده است اگر موصى قصد «جنف» يعنى ظلم را دارد وصى او را وادار ميكند كه آن را اصلاح كند و بعدالت برگردد و در آن قسمتى كه وصيّت واقع شده است اگر در آن ظلمى بكار رفته است و موصى آن را اصلاح نكند وصى بعد از مرگ او آن را اصلاح ميكند و بعدل و صلاح برميگرداند.
حسن مىگويد «جنف» اين است كه موصى براى غير خويشاوندان خود وصيّت بكند» او از اين نظر «جنف» را اين طور تفسير كرده است كه وصيّت را براى خويشاوندان خود واجب ميداند و حال آنكه ما آن را واجب نميدانيم و لذا «جنف» را به ظلم يعنى محروم ساختن بعضى از حق مسلّم خود تفسير كرديم كه در اين صورت وصى پس از مرگ موصى ميتواند آن را اصلاح كند و بعدالت برگرداند.
بعضى در تفسير آيه مىگويند: مراد اين است كه كسى كه بترسد از اينكه موصى در حال مرض خود كه قصد وصيّت دارد ظلم كند يعنى به بعضى از اموال خود