ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٧ - تفسير
١- مراد از(فَمَنْ عُفِيَ لَهُ) قاتل است يعنى كسى كه درباره او از واجب كه قصاص است صرف نظر شده است و تقدير «اخيه»، «دم اخيه» است و مضاف كه «دم» باشد چون معلوم است حذف گرديده است و مراد از «اخ» مقتول است و خداوند براى بيان اين نكته او را برادر قاتل خوانده است: كه رابطه اخوت و برادرى ميان آنها بواسطه قتل، قطع نشده است و قاتل از ايمان خارج نگرديده است. بنا بر اين معناى عبارت اين است: كسى كه درباره او از خون برادرش گذشت بعمل آمده است بعضى گفتهاند مراد از «اخ» ولّى مقتول است كه ميتواند عفو كند و خداوند او را برادر قاتل خوانده است، و «شىء» كه «نكره» است و ابهام دارد دلالت بر اين دارد كه بعضى از اولياء مقتول نيز هنگامى كه از حق قصاص صرف نظر كنند قصاص ساقط ميشود زيرا «شىء» بر هر مقدارى از حق صدق ميكند.
بنا بر اين قول ضمير در «له» و «اخيه» به «من» كه مراد از آن قاتل است برميگردد. ضمناً بايد توجّه داشت كه اين قول قول بيشتر مفسرين است. آنان ميگويند: «منظور از عفو آنست كه ولى مقتول در قتل عمد ديه را اختيار كند و «عافى» يعنى عفو كننده هر چند در آيه مذكور نيست ولى معلوم است كه مراد از آن كسى است كه حق قصاص دارد و آن ولى مقتول است» ٢- منظور از(فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ) ولىّ مقتول است و ضمير در «اخيه» نيز باو برميگردد و مراد از اخ قاتل است يعنى «كسى كه چيزى باو از طرف برادرش در زمينه خونبها داده شود» اين قول را مالك گفته است كسانى كه اين قول را تأييد مىكنند ميگويند لفظ «شىء» نكره و مبهم است لذا نميتوان آن را- چنان كه قول اول اقتضاء ميكرد- عبارت از قصاص كه معلوم است و ابهام ندارد بگيريم ولى بنا بر قول دوّم كلمه «شىء» بر چيز مبهمى از مال- باندازه ديه باشد يا كمتر يا بيشتر نقد باشد يا جنس- قابل حمل است.
مؤلّف: قول اول ظاهرتر است و نكته اينكه «شىء» را نكره آورده است در دو قول اوّل بيان گرديد بنا بر مذهب علماء ما كليه كسانى كه از ديه ارث ميبرند- غير