ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٦ - تفسير
امّا بر جارى كننده قصاص كه او يا امام مسلمانان يا كسى است كه از طرف او نائب و نماينده باشد در صورتى واجب است قصاص را جارى كند كه ولى مقتول اجراء آن را مطالبه نمايد زيرا آن حق النّاس است و اداء حق فقط در صورت مطالبه آن لازم است و بر قاتل هم در اين مورد واجب است خود را براى اجراء حكم قصاص تسليم كند.
(الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى ...)- آزاد در برابر آزاد. و بنده در مقابل بنده. و زن در برابر زن. حضرت صادق ٧ فرمود: آزاد را در برابر كشتن بنده نبايد كشت بلكه بايد او را در مقابل اين عمل بشدّت مضروب ساخت و ديه بنده را از او گرفت[١] شافعى نيز همين را گفته است وى ميگويد: «در صورتى كه مردى زنى را كشته باشد اگر اولياء مقتول بخواهند او را بعنوان قصاص بكشند بايد نصف ديه او را باولياء وى تسليم كنند».
حقيقت مساوات نيز همين را ايجاب مىكند زيرا زن با مرد مساوى نيست و خونبهاى او نصف خونبهاى مرد است و بكشتن كامل در برابر ناقص در صورتى مساوات عملى خواهد شد كه نصف ديه كامل (مرد) را باولياء او بپردازند.
طبرى در تفسير خود اين حكم را از حضرت امير مؤمنان ٧ نيز نقل كرده است.
ولى اگر بندهاى آزاد را بكشد كشتن آنها در اين صورت بعنوان قصاص اجماعاً جائز است و آيه نيز از اين موضوع منع نكرده است زيرا آيه نميگويد زن در مقابل مرد و بنده در مقابل آزاد كشته نشود. بنا بر اين آنچه از آيه استفاده ميشود مورد عمل است و طبق آنچه گفتيم اجماع نيز منعقد گرديده است و گفتار خداوند:( النَّفْسَ بِالنَّفْسِ)[٢] نيز اين را (كشتن زن در مقابل مرد و كشتن بنده در برابر آزاد را) اقتضا مىكند.
(فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ ...)- در معناى اين جمله دو قول است:
[١] منظور از ديه بنده قيمت او ميباشد
[٢] آيه ٤٥ سوره مائده يعنى نفس را نفس بكشند