ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٧ - مقصود
ترجمه:
گفتند: او را پيش مردم بياوريد شايد شهادت دهند. گفتند: تو با خدايان اين كار را كردى، اى ابراهيم؟ گفت: اين بت كه بزرگ آنهاست كرده. از آنها بپرسيد، اگر حرف مىزنند. آنها بخود آمده، گفتند: شما ستمكارانيد. سپس سر بزير انداخته، گفتند: تو ميدانى كه اينان سخن نميگويند. گفت: آيا جز خدا خدايانى پرستش ميكنيد كه هيچ سود و زيانى به شما نميرسانند. اف بر شما و بر آنچه جز خدا مىپرستيد. آيا تعقل نميكنيد؟ گفتند: او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد، اگر كننده كارى هستيد. گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم سرد و سالم باش. ميخواستند در باره او نيرنگى كنند و ما آنها را از زيانكارترين مردم ساختيم.
لغت:
نكس: چيزى را وارونه كردن.
اعراب:
(عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ): حال.
(كَبِيرُهُمْ هذا) ممكن است مبتدا و خبر باشد و ممكن است «كبيرهم» فاعل براى «فعله» و «هذا» صفت آن.
(إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ): جواب شرط محذوف است.
مقصود:
اكنون بنقل آنچه ميان ابراهيم و قومش در باره بتها واقع شده، پرداخته، مىفرمايد:
(قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ): قوم ابراهيم گفتند: او را پيش مردم بياوريد تا او را ببينند شايد در باره آنچه گفته است شهادت دهند و جرم او به ثبوت رسد. گويند: نميخواستند بدون دليل ابراهيم را بگيرند. برخى گويند:
يعنى مردم كيفر او را مشاهده كنند.