ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨ - اعراب
سيره: روش و طريقت. مقصود گذراندن شيء است در جهتى.
جناح: ميل. علت اينكه به بال پرنده «جناح» گويند، اين است كه پرنده بوسيله آن به اين سوى و آن سوى ميل مىكند. بازوى انسان جناح اوست. زيرا دست انسان از جهت بازوست كه به اين سوى و آن سوى گردش و ميل مىكند. بعضى گفتهاند: مقصود از جناح پهلوست. زيرا دندهها از پهلو مايل مىشوند. ابو عبيده گويد: جناح يعنى ناحيه.
طغيان: گذشتن از حد در عصيان.
شرح صدر: گشايش. شرح معنى يعنى گشايش معنى.
عقده: مجموعه بهم چسبيدهاى كه جدا كردن آن دشوار باشد.
حل: گشودن. ضد عقده وزير: كسى كه بار سنگين رئيس را بدوش بكشد. اين كلمه از «وزر» بمعنى بار مشتق است.
ازر: پشت.
اعراب:
(ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ): زجاج گويد: «تلك» بمعناى «التي» است.
بعضى از متأخرين معتقدند كه: «تلك» مبتدا و «ما» خبر و «بيمينك» در محل نصب و حال است.
(فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى): اذا ظرف مفاجاة و عامل آن فعل است.
سيرتها: منصوب به نزع خافض.
(مِنْ غَيْرِ سُوءٍ): در محل نصب و حال از «بيضاء» است كه خود حال ديگرى است.
لنراك: لام متعلق است به «و اضمم» و مفعول ثانى «نرى» محذوف است.
هارون: بدل «وزير».