ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - لغت
ترجمه:
در آن روز از پى دعوت كننده خدا كه از هيچكس او را عدول نيست، مىروند و آهنگها در برابر خداوند خاشع مىگردند و هيچ صدايى جز صداى پاها نميشنوى.
در آن روز شفاعت كسى سود ندارد مگر آنكه خدا او را اذن داده و بقول او راضى شده است.
خداوند به آنچه پيش روى آنها و پشتسر آنهاست، عالم است و به علم او احاطه ندارند.
و صورتها براى خداوند زنده پايدار خضوع مىكنند و زيانكار است كسى كه بار ظلم بر دوش دارد و هر كس كار شايسته كند و مؤمن باشد، از ظلم و از كم شدن حسنات نمىترسد.
اين چنين، اين كتاب را قرآنى عربى نازل كرديم و تهديدها را در آن تكرار كرديم.
شايد بپرهيزند يا قرآن تذكرى در آنها پديدار كند. بزرگ است پادشاه حق. بقرآن شتاب نكن پيش از آنكه وحى آن بپايان برسد و بگو: خدايا علم را زياد كن. از اين پيش به آدم نيز امر كرديم. او فراموش كرد و برايش عزمى نيافتيم.
قرائت:
لا يخاف: ابن كثير به جزم و ديگران به رفع خواندهاند. بنا بر اول فعل نهى است.
ان يقضى اليك وحيه: يعقوب فعل را بصيغه متكلم معلوم و «وحيه» را به- نصب خوانده است. از نظر معنى ميان اين قرائت و قرائت ديگران فرقى نيست.
لغت:
همس: مخفى داشتن سخن و صداى پنهان.
عنوه: خضوع و خوارى. چيزى كه به عنوه گرفته شود، يعنى به غلبه. لازم نيست كه هميشه خضوع و خوارى در مفهوم «عنوه» از روى قهر و غلبه باشد، بلكه گاه نيز ناشى از حالت تسليم طرف است.
هضم: نقص. هضم غذا بوسيله معده نيز به معنى كم كردن غذاست.
عزم: اراده و تصميم بر فعل.