ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٢ - مقصود
ايوب را هنگامى كه خداى خود را ندا كرد كه بمن زيان رسيده است و تو ارحم الراحمينى.
او را اجابت كرديم و زيان او را برداشتيم و اهلش را به او داديم و مثل اهلش را با اهلش نيز. رحمتى از جانب ما و تذكرى براى پرستندگان. و ياد كن اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را كه همگى از صابران بودند و آنها را در رحمت خويش داخل كرديم. آنها از صالحان بودند.
لغت:
ريح: باد.
عصوف: حركت شديد باد.
اعراب:
لسليمان: متعلق به «سخرنا».
عاصفة: حال.
(تَجْرِي بِأَمْرِهِ): حال.
(مَنْ يَغُوصُونَ): عطف بر «ريح».
(مِنَ الشَّياطِينِ): حال از «سخرنا».
معهم: صفت بعد از صفت به تقدير «اهلا مثلهم كائنين معهم».
رحمة: مفعول له.
مقصود:
بدنبال داستانهاى گذشته، بذكر داستان سليمان پرداخته، مىفرمايد:
(وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها): باد و زنده را براى سليمان مسخر گردانيديم. هر وقت كه او اراده ميكرد تند مىشد و هر وقت اراده ميكرد كند مىشد و در سرزمين شام كه مأواى سليمان و سرزمين با بركت بود جريان پيدا ميكرد.
گويند: باد هر بامداد به اندازه يك ماه و هر عصر نيز باندازه يك ماه راه مىپيمود.
سليمان در بعلبك بود و در بيت المقدس برايش بتا مىساختند و ناچار بود به آنجا