ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٣ - مقصود
ترجمه:
ما رشد ابراهيم را از آن پيش عطا كرديم و به او عالم بوديم. آن گاه كه به پدر و قوم خود گفت: اين چه تمثالهايى است كه در برابر آنها كرنش ميكنيد؟ گفتند: پدرانمان را يافتيم كه آنها را عبادت ميكردند. گفت: شما و پدرانتان در گمراهى آشكار بودهايد، گفتند: به حق آمدهاى ما را يا از بازيگرانى؟ گفت: بلكه خداى شما خداى آسمانها و زمين است كه آنها را آفريد و من بر آن گواهم. بخدا بتهاى شما را بعد از آنكه رفتيد مىشكنم. پس بتها را قطعه قطعه كرد. مگر بزرگ بتها را شايد به او رجوع كنند. گفتند: كه اين را بخدايان ما كرد؟ او از ستمكاران است. گفتند ما شنيديم كه جوانى آنها را ياد ميكرد و به او ابراهيم گفته مىشد.
قرائت:
جذاذا: كسايى بكسر جيم و ديگران بضم خواندهاند. ابو حاتم گويد: در اين كلمه سه وجه جايز است و اجود آن ضم است.
مقصود:
بدنبال داستان موسى و هارون بذكر ابراهيم پرداخته، مىفرمايد:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ): پيش از موسى و بقولى پيش از محمد ٦ و بقولى پيش از رسيدن به سن بلوغ، ابراهيم را رشد داديم. يعنى دليل خدا شناسى و توحيد كه راه رشد هستند باو عطا كرديم.
(وَ كُنَّا بِهِ عالِمِينَ): ميدانستيم كه او براى رشد و نبوت شايستگى دارد.
(إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ): ابراهيم به آزر و قومش گفت: اين تمثالها چيست كه آنها را پرستش ميكنيد؟ تمثال يعنى:
چيز مصنوعى كه شبيه يكى از مخلوقات است. برخى گويند: بتها مجسمه علماى گذشته بودند و برخى گويند: مجسمه اجسام علوى بودند.
عياشى باسناد خود از اصبغ بن نباته نقل كرده است كه على (ع) بر قومى كه بازى شطرنج ميكردند، گذشت. فرمود:(ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ)؟ شما