ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٤ - اعراب
حق نزديك شد كه ديدگان كافران خيره شود (و بگويند) واى بر ما كه از اين غافل بلكه ظالم بوديم. شما و آنچه جز خدا مىپرستيد، سنگريزه جهنميد. شما وارد آن مىشويد. اگر اينها خدا بودند وارد آن نميشدند. آنها در جهنم جاويدانند. آنها را در آتش نالهاى است و در آنجا چيزى نمىشنوند. آنها را كه از پيش وعده نيكو دادهايم، از آتش دورند. صداى آن را نمىشنوند و در آنچه مىخواهند، جاويدانند.
ترس بزرگتر آنها را محزون نميكند. فرشتگان آنها را ملاقات كرده، گويند: اين است روزتان كه وعده داده مىشديد.
قرائت:
فتحت: ابو جعفر و ابن عامر و يعقوب به تشديد و ديگران بدون تشديد خواندهاند. تخفيف بنا بر اسناد فعل به يأجوج و مأجوج و تشديد بنا بر اسناد فعل به- كثير است. مثل(مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ) (ص ٥٠) اختلاف در باره يأجوج و مأجوج در سوره كهف گذشت.
جدث: اين كلمه در لغت اهل حجاز بمعنى قبر است و در لغت تميم «جدف» خوانده مىشود.
حصب: اين كلمه «حطب» و «خضب» نيز خوانده شده و همه بيك معنى هستند.
لغت:
حدب: ارتفاع زمين.
نسول: خروج.
شخوص: خيره شدن.
حسيس: حركت.
اعراب:
(وَ اقْتَرَبَ): گفتهاند: اين واو مطروح و فعل جواب شرط است. لكن بعقيده بصريان واو غير مطروح و جواب شرط «يا ويلنا» است به تقدير «قالوا يا ويلنا».
(فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ): «اذا» ظرف مكان و عامل آن «شاخصة» است و «هى»