ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - مقصود
در ميدان جنگ مردى را خواندم و مرا جواب نداد. سوگند كه ترسيدم او ملتجى باشد.
(ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى): حسن گويد: مشركين به پيامبر ميگفتند:
شقى است. خداوند به او فرمود: اى مرد، قرآن را بر تو نازل نكردهايم كه شقى گردى، بلكه براى اين است كه آمادگى پيدا كنى و بوسيله آن به كرامت دنيا و آخرت نائل گردى.
قتاده مىگويد: پيامبر اسلام در تمام شب نماز ميگزارد و سر خود را به ريسمانى مىبست كه خواب او را مغلوب نسازد. خداوند به او دستور فرمود كه بر خود آسان گيرد و خاطر نشان كرد كه وحى نفرستاده است كه تا اين اندازه خود را رنجور سازد.
(إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى): مبرد گويد: يعنى قرآن را فرستاديم تا ياد آورى كسانى باشد كه از خدا مىترسند. تذكره و تذكير هر دو مصدرند.
(تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى): فرستنده قرآن در حد اعلاى عظمت قرار دارد، زيرا او كسى است كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريده است.
(الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى): و اوست خداوند رحمان كه بر عرش استيلا يافت.
احمد بن يحيى گويد: استواء يعنى توجه به شيء. گويا ميخواهد بگويد:
خداوند به آفرينش عرش توجه كرد و خلقت آن را اراده فرمود. در باره معناى استواء در سوره بقره و اعراف گفتگو شده است.
(لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى): علم و تدبير و مالكيت آنچه در آسمانها و زمين است و آنچه ميان آنهاست و آنچه زير خاك است، بخداوند متعال متعلق است.
برخى گفتهاند: منظور از(ما تَحْتَ الثَّرى) گنجها و بدن مردگان است.
(وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى): اگر صداى خود را بلند كنى بيهوده است و لازم نيست كه اين زحمت بيهوده را تحمل كنى زيرا خداوند داناى راز