ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٠ - شأن نزول
مىدهيم و سرانجام نيك براى پرهيزكارى است. گويند: چرا معجزهاى از پيش پروردگارش براى ما نياورد؟ مگر توضيح آنچه در كتب پيشينيان است، براى ايشان نيامده است؟ اگر پيش از نزول قرآن هلاكشان ميكرديم ميگفتند: پروردگارا چرا رسولى بسوى ما نفرستادى تا پيش از آنكه ذليل و درمانده شويم آيات ترا پيروى كنيم؟ بگو: همه منتظرند. شما هم منتظر باشيد. خواهيد دانست كه اهل راه راست و اهل هدايت چه كسانى هستند؟
قرائت:
زهرة: يعقوب و سهل بفتح هاء و ديگران به سكون خواندهاند. زهره بمعنى نيكى است و فتح هاء آن نيز جايز است.
ا و لم تأتهم: اهل مدينه و بصره و نيز قتيبه و حفص به تاء و ديگران به ياء خواندهاند.
اعراب:
زهرة: منصوب است به معنى «متعنا» يعنى «جعلنا لهم زهرة ...» ممكن است حال از هاء «به» باشد.
(- لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ): يعنى «لو ثبت اهلاكهم» زيرا «لو» فعل مىخواهد. پس(أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ) در محل رفع و فاعل فعل مقدر است.
(مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ): مبتدا و خبر است و فعل «تعلمون» تعليق شده است.
شأن نزول:
ابو رافع گويد: براى پيامبر مهمان رسيد. مرا پيش يهودى فرستاد و فرمود: بگو پيامبر خدا مىگويد مقدارى آرد بمن بفروش يا تا اول ماه رجب بمن قرض بده. من نزد يهودى رفتم و پيغام را رساندم. گفت: بخدا به او نميفروشم و قرض نميدهم. من برگشتم و سخن او را بعرض پيامبر رساندم. فرمود: بخدا، اگر بمن ميفروخت يا قرض ميداد، به او ميدادم. من در آسمان و زمين امينم. اكنون زره آهنين مرا نزد او ببر.