ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥ - لغت
ترجمه:
بار ديگر بر تو منت نهاديم. هنگامى كه بمادرت وحى كرديم كه او را در صندوق بيفكن و بدريا انداز. بايد دريا او را به ساحل افكند و دشمن من و او، او را از دريا بگيرد و محبت خود را بر تو افكندم تا زير نظرم پرورش يابى. هنگامى كه خواهرت آمد و گفت: آيا شما را دلالت كنم به كسى كه كفيل موسى شود؟ آن گاه ترا بمادرت برگردانديم تا چشمش روشن شود و غم نخورد و شخصى را كشتى و ترا از غم نجات داديم و ترا آزمايش كرديم و چند سال در ميان مردم مدين به سر بردى تا بمرحله رسالت رسيدى اى موسى و ترا براى خويش برگزيدم بهمراه برادرت آيات مرا ببريد و در ياد من سستى نكنيد. برويد پيش فرعون كه او طغيان كرده است و به او سخن نرم بگوئيد. شايد متذكر شود يا بترسد.
قرائت:
لتصنع: ابو جعفر به جزم و ديگران به فتح خواندهاند.
لغت:
من: اين كلمه در اصل بمعناى قطع است و به نعمتى گفته مىشود كه از ديگرى براى انسان جدا شود.
مرة: يك بار.
قذف: انداختن يم: دريا اصطناع: نيكى كردن ونى: سست گرديد. عجاج گويد:
|
فما ونى محمد مذ ان غفر |
له الا لاه ما مضى و ما غير |
|
محمد از زمانى كه خداوند او را مشمول عفو و مغفرت خود گردانيد، هرگز سستى نكرد.